حكايات حوادث و وقايع سنهء سبع و ثلاثين و سبعمايه « 1 » به پادشاهى نشاندن طغاتيمور
در اوايل شهور سنهء سبع و ثلاثين و سبعمايه اميرزاده على جعفر از امير شيخ حسن متوحّش گشته به خراسان رسيد ، چنانچه ذكر آن گذشت . امير شيخ على پسر امير على قوشچى امير خراسان بود ، او را بر مخالفت دولت شيخ حسن تحريض ( 1 ) كرد و به جهت توهّمى كه از امير شيخ حسن داشت سر به مخالفتش برافراشت ؛ و امراى خراسان را در طمع افكند كه در ممالك عراق خبط و وهنى هرچه [ 14 - ب ] تمامتر است ، اگر اتّفاق كرده متوجّه آن طرف مىشوند به اسهل وجوه ( 2 ) آن مملكت در دست ( 3 ) مىآيد . ( 4 )
امراى خراسان و اكابر و اشراف اتّفاق كرده متوجّه آنطرف مىشوند و ( 5 ) طغاتيمور بن سودى بن بابا بهادر بن ابوكان ( 6 ) بن امكان بن تور ( 7 ) بن جوجى قسار ( 8 ) بن يسوكاى بهادر كه پدر چنگيز خان بوده است اسم پادشاهى دادند ( 9 ) و با لشكرهاى فراوان عزيمت دار الملك سلطانيّه كرد ، در راه امير ارغونشاه بن امير نوروز بن امير ارغون و امير عبد اللّه مولاى با بعضى از امرا از ايشان تخلّف نمودند ؛ و ايشان بدين سبب عظيم شكسته دل شدند تا از طرف عراق امير اكرنج و تروت بن نارى و غيرهما بديشان پيوستند و ايشان را ترغيب و تحريض دادند تا دل بر استخلاص ممالك ( 10 ) عراق و آذربايجان نهاده ، در شعبان سنهء سبع و ثلاثين و سبعمايه به دار الملك سلطانيّه نزول كردند و آن ولايات ( 11 ) باتصرّف گرفتند .
چون خبر لشكر و شوكت و عظمت ايشان به امير شيخ حسن رسيد در تبريز بودن
هامش
( 1 ) - ت : تحريص .
( 2 ) - ت : آسانى .
( 3 ) - ت : تصرف .
( 4 ) - مىتوان آورد .
( 5 ) - ت : ندارد .
( 6 ) - ت : انوكان .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : تسار .
( 9 ) - ل : دادهاند .
( 10 ) - ت : مملكت .
( 11 ) - ت : ولايت .
( 1 ) سال 737 ه . ق .