تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

حكايات حوادث و وقايع سنهء سبع و ثلاثين و سبعمايه « 1 » به پادشاهى نشاندن طغاتيمور

در اوايل شهور سنهء سبع و ثلاثين و سبعمايه اميرزاده على جعفر از امير شيخ حسن متوحّش گشته به خراسان رسيد ، چنانچه ذكر آن گذشت . امير شيخ على پسر امير على قوشچى امير خراسان بود ، او را بر مخالفت دولت شيخ حسن تحريض ( 1 ) كرد و به جهت توهّمى كه از امير شيخ حسن داشت سر به مخالفتش برافراشت ؛ و امراى خراسان را در طمع افكند كه در ممالك عراق خبط و وهنى هرچه [ 14 - ب ] تمامتر است ، اگر اتّفاق كرده متوجّه آن طرف مىشوند به اسهل وجوه ( 2 ) آن مملكت در دست ( 3 ) مىآيد . ( 4 ) امراى خراسان و اكابر و اشراف اتّفاق كرده متوجّه آن‌طرف مىشوند و ( 5 ) طغاتيمور بن سودى بن بابا بهادر بن ابوكان ( 6 ) بن امكان بن تور ( 7 ) بن جوجى قسار ( 8 ) بن يسوكاى بهادر كه پدر چنگيز خان بوده است اسم پادشاهى دادند ( 9 ) و با لشكرهاى فراوان عزيمت دار الملك سلطانيّه كرد ، در راه امير ارغونشاه بن امير نوروز بن امير ارغون و امير عبد اللّه مولاى با بعضى از امرا از ايشان تخلّف نمودند ؛ و ايشان بدين سبب عظيم شكسته دل شدند تا از طرف عراق امير اكرنج و تروت بن نارى و غيرهما بديشان پيوستند و ايشان را ترغيب و تحريض دادند تا دل بر استخلاص ممالك ( 10 ) عراق و آذربايجان نهاده ، در شعبان سنهء سبع و ثلاثين و سبعمايه به دار الملك سلطانيّه نزول كردند و آن ولايات ( 11 ) باتصرّف گرفتند . چون خبر لشكر و شوكت و عظمت ايشان به امير شيخ حسن رسيد در تبريز بودن
هامش
( 1 ) - ت : تحريص . ( 2 ) - ت : آسانى . ( 3 ) - ت : تصرف . ( 4 ) - مىتوان آورد . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - ت : انوكان . ( 7 ) - ت : ندارد . ( 8 ) - ت : تسار . ( 9 ) - ل : داده‌اند . ( 10 ) - ت : مملكت . ( 11 ) - ت : ولايت .
( 1 ) سال 737 ه . ق .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 65 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )