تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
و دلشاد خاتون را در عقد نكاح آورد . كواكب امانيش « 1 » از خانهء هبوط و و بال به بيت الشّرف و اوج تحويل نمود و از رجعت ( 1 ) نكبت به استقامت دولت رسيد ، كسوف شمس مرادات و خسوف قمر مقاصد كه به عقدهاى غمام غموم عزلت و انزوا به قلعهء كماخ ( 2 ) و مفارقت بغداد خاتون حاصل بود به استخلاص حكومت ايران و كامروائى و مواصلت دلشاد خاتون انجلا « 2 » يافت ؛ و در اين صورت تغيير و تبديل روزگار حاصل ( 3 ) يعنى اهل اولو الابصار را عبرت است كه سلطان ابو سعيد بغداد خاتون را به زجر از امير شيخ حسن باز ستد و در نكاح خود آورد و او را مجال در اردو ماندن ( 4 ) نداد و به قلعهء كماخ فرستاد ، تقدير كردگار و تاثير روزگار چنان اقتضا كرد كه سلطنت ملك ايران و خاتون دلستان او را به امير شيخ حسن رسانيد
« يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
* « 3 » و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ * *
» . « 4 » امير شيخ حسن به شكرانهء اين فتح در تبريز بازماندگان وزير سعيد شهيد - طاب ثراه - را طلب داشت ؛ و همّت بر تدارك حال ايشان گماشت و بدانچه ممكن و مقدور بود رعايت حال جانبشان كرد و در اين معنى مساعى جميله مبذول فرمود و كار وزارت برجانب آن خاندان مبارك نهاد و وزارت به پسر ملك شرف الدّين محمود شاه اينجو مسعود شاه و خواجه شمس الدّين زكريّا پسر خواجه شمس الدّين دامغانى كه داماد و خواهرزادهء وزير سعيد خواجه غياث الدّين محمّد رشيد بود مقرّر فرمود . سلطانشاه نبيرهء امير نوروز را جهت آنكه خاتون سعيده ( 5 ) بغداد خاتون را - برّد اللّه مضجعها - به درجهء شهادت رسانيده بود طعمهء نهنگ فنا كرد و جهت دفع بقيّهء ( 6 ) قوم اويرات به جغاتو رفت و لشكرهاى بسيار به جنگ ايشان فرستاد و ايشان را پراكنده گردانيد و به تبريز مراجعت فرمود و شهزاده ساتيبك و پسرش امير سيورغان به موغان فرستاد ( 7 ) و امير شيخ حسن در تبريز به شادى و به عشرت مشغول شد و نداى « أنا و
هامش
( 1 ) - ت : رخوت . ( 2 ) - م و ل : ندارد . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : « در اردو ماندن » ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - ت : بعثهء . ( 7 ) - ت : رفتند . ( * ) قسمتى از آيهء 27 ، سورهء 4 . ( * * ) قسمتى از آيهء 1 ، سورهء 5 .
( 1 ) امانى : آرزوها ( آنندارج ) . ( 2 ) انجلا : باز شدن ، روشن شدن ( دهخدا ) . ( 3 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 2 ، ص 899 . ( 4 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 2 ، ص 899 .