تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
[ دارد ] كه هرگاه كوزهء زرين را از صدمات سنگ آسيبى رسد خرده و قراضه‌اش را بر تاج شاهان خورشيد كلاه استعمال توان نمود و هرگاه مشربهء سفالين را آفتى افتد به هيچ حيلت امكان درستى نپذيرد .
فالتبر حجرا اذا ما صار منكسر * فالتبر تبرو « 1 » لا يزداد ( ؟ )
مصداق اين مقال صورت احوال از طرفين به استعمال آلات و ادوات حرب و جنگ و رمى و توپ و تفنگ مرگ آهنگ قيام داشتند و حواله و سيبه برديك « 2 » قلعه مىبردند . لكن چون از دو طرف آب شطّ ممانعت مىنمود ورود و مرور روميّه متعذر بود و نوّاب عالى رقم به محمد امين بيك سركردهء عساكر فرستادند كه در صدر صويب كه كنار شطّ العرب [ است ] با لشكرها توقف نمايد و احيانا پاشايان فئهء روميّه بنابر ضوابط صور و مصالحه اظهار نمايند كه جهت آمدن شما چيست گويد كه ما در تشييد مبانى صلح راسخيم . در حدّ فاصل و سامان ملك خود توقف داريم كه ساكنين اين سرزمين را آسيبى از ممرّ تردّد جهّال عساكر نرسد . بالاخره بعد از تمادى جنگ و جدال پاشايان روميّه بنابر ملاحظهء عدم خفّت ظاهرى ، فرمان خواندگار روم « كما كان تعيد بو برولتى طاوس قوير و قى » « 3 » مشعر بر تفويض وزارت سابع خواندگار به اسم عالى جاه حسين پاشا ، و همچنين فرمانى در باب پاشاى عالىجاه افراسياب پاشا ولد او ، و ايضا حكم داروغگى يك سالهء شام به اسم پاشاى مزبور قبل از وقوع مصالحه از قاپوى سلطان روم مصدّر ساخته بودند لاجرم سخن را به سرحدّ مصالحه رسانيده طرح مودّت افكندند . حسين پاشا نيز اين معنى را حمل بر دوام اقبال خود نموده صلح كرد و بيست هزار اشرفى به طريق نثار پذيرفت كه بعد از چند روز مؤدى كردند و يحيى آقاى قوم خود را به جهت داروغگى شام نيابة همراه پاشايان كرده هر يك به محل و مقّر خود معاودت كردند . و نوّاب عالى به ميامن اقبال شاه صاحبقران و حسن تدابير متين و تقويت
هامش
( 1 ) . كذا . ( 2 ) . كذا ، شايد : ديوار . ( 3 ) . كذا .