تفصيل اين اجمال آن كه عالىجاه حسين پاشا خزانه و مردم خود را به دورق فرستاده ، خود در كنار شطّ العرب نشسته از احوال محصوران مخبر بود .
والى عربستان بنابر سوء خاطرى كه با حسين پاشا داشت « 1 » با وصف توجّهات اشرف به مشار اليه ، روميّه را از اراضى حويزه راه داد كه بصره را به حيطهء تصرّف آورند . پاشاى مزبور ناچار دست از سلطنت به آب شطّ شسته خود را به دورق رسانيد و روميّه به امداد والى داخل بصره شده از جانب شرقى بصره به قرنه رفته تسخير نمودند و مؤدّاى «
إِذا
« 2 »
دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها
» به ظهور پيوست و چندين هزار دماى شيعيان جزاير در معرض اراقت « 3 » آمد .
و قبل از استيلاى روميّه بر جزاير و قرنه قرب شش هزار خانه از مردم رعاع الناس جزاير و حوالى آن بلاد چون استظهار و اعتضادى نداشتند از شطّ العرب عبور نموده به راه صدر صويب كه صحرايى فسيح العصابه است ، درازى آن از طول اميد دنياداران بيشتر و عرضش چون عرصهء كرم فتوّت پيشگان پهنا دارد از قرا و مضافات [ مترصد ] گشته بودند كه خود را به مأمنى رسانند . روميّه كه به رخصت والى به آنجا رسيدند دست به غارت و تاراج و اسر آن جماعت دراز كرده ايشان نيز حركة المذبوح به كار مىبردند تا اكثر رجال و نسوان آن شيعيان هدف تير بلا شده فراريان در آن بيابان از فقدان آب و نان جان سپردند ، «
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
» .
و همچنين از سادات عظام جزاير كه مناشير جلالتشان به توقيع وقيع «
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
» آراسته و برخى علماى كرام كه نيّر سعادت پرتو «
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
» بر كاخ رفيع ايشان قدر و منزلت تافته بود ، جمعى كثير طعمهء اژدهاى سيف و سنان گرديدند .
جهان شد ز بس جيفهء زخمدار * تو « 4 » گويى كه باشد همه چشمهسار
بالجمله پاشايان روميّه ايلچى باشى سوار از روميان [ 186 الف ] به خدمت نواب عالى فرستاده نامهاى مشحون به مودّت در باب استدعاى هزيمتيان بصره كه
هامش
( 1 ) . اصل : + و .
( 2 ) . اصل : اذ .
( 3 ) . اصل : از افت .
( 4 ) . اصل : چو .