راه مصالحه پيش آمده مهديقلى خان نيز با سيّد مبارك صلح نمود . شاملو بردى خان به مقام خود رفت . مهديقلى خان احوالات را به پايهء سرير خلافت عرض نمود .
چمن دويم [ از روضهء يازدهم ] در خروج ملّا هدايت آرندى و دفع غايلهء وى
چون در آن وقت هر روز اسماعيل ميرزايى در جايى به عرصه مىآمد و معاملات كوهگيلويه شوريده و مختل بوده شاه گيتىستان زمام ايالت آن ولايت را به قبضهء اقتدار خان عظيم الشأن اللّه ويردى خان مقرر فرمودند .
قبل از ورود اللّه ويردى « 1 » خان ملّا هدايت نامى از مردم قريهء آرند كوهگيلويه كه در بدايت حال نزد شيخ حبيب اللّه بصرى به درس و استفاده به سر برده بنابر شرارت ذاتى ، شيخ مزبور او را « فتنه جوى » مىگفت تا به مؤدّاى « الاسماء تنزل من السماء » به فتنهجويى مشهور گشته بود .
و چون صفحهء باطن نامباركش از غبار هواجس نفسانيه و ظلام وساوس شيطانيه به مصاقل مجاهدات و رياضات شاقه پرداخته و مصفى نگشته بود ، و توسن نفس چموچش « 2 » به تازيانهء مواهب رايض ازلى مؤدب و مرتاض نگشته به همان قدر فضاله [ اى ] كه از خوان نوال
« رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ »
به مذاق آمالش رسيده بود راضى شده آن را سرمايهء كمالات حاصله و سر جملهء افاضات بالقوهء خود دانسته به دهدشت معاودت نمود و هنگامه آراى شيد و زرق گرديد .
جمعى اكراد و الوار ، شعبده و مخاريق او را مكاشفه [ 175 ب ] و كرامات تصوّر نموده فريفتهء اباطيل اقاويل وى شدند و رفته رفته آوازهء اباطيل او به مقعر اصماخ راه يافته در تزايد و تضاعف تعداد متابعانش مىافزود و اهالى دهدشت كه در آن وقت همگى سنّى و شافعى مذهب بودند از ظهور و خروج باطلش انواع استبشار و خرّمى نموده مهمانيها و ضيافات مىنمودند و عوام كالانعام از ولايات فيلى و بختيارى و جوانكى و بندانى و چرام ممسنى نذورات به خدمتش مىآوردند .
هامش
( 1 ) . اصل : در تمام موارد ويزدى آمده است .
( 2 ) . ( - چموش ) .