مكان كه در عهد خاقان سليمان شأن وليعهد بود ، سام ميرزا ، بهرام ميرزا ، القاسب « 1 » ميرزا .
و طول ممالك محروسه از حلب و ديار بكر بود تا سمرقند و از قندهار تا باب الابواب .
گفتار در جلوس خاقان جنت مكان شاه طهماسب بهادرخان
در شهور ثلثين [ و ] تسع مائه سرير بىنظير شهنشاهى و اورنگ پادشاهى به فرّ ذات ميمنت سمات اعلى حضرت خاقان جنت مكان - انار اللّه برهانه - مزيّن و محلّى « 2 » گشت و جهان بوقلمون را حلّهء بهجت طراز سعادت ارزانى داشت .
متوج بالمعالى فوق مامتبه * و فى الراى ضيغم فى صورة القمر
زمين با پايهء تختش نگويد خاك را ساكن * جهان با گوشهء تاجش نگويد چرخ را و الا
در اوايل جلوس ميمنت مأنوس ابراهيم سلطان موصلّو نبيرهء صوفى خليل تركمان حاكم دار السلام بغداد بود . نوبتى بنابر شدّت حرارت هواى بغداد به ييلاق ماهى دشت رفته مدتى در آنجا رحل اقامت افكنده بود .
ذو الفقار بيك ، ولد تيمور سلطان ، حاكم كلهر كه نسبت عمهزادگى با وى داشت با دويست سيصد نفر به عزم رزم ابراهيم سلطان و تسخير دار السلام بغداد سوار مراكب جرائت و جلادت گشته على الغفله بر سر وى تاختن آورده چون به غير از خدمه كسى از قشون با ابراهيم سلطان نبود وى را به قتل رسانيد و به دار السلام بغداد رفته رقم اختصاص بر عراق عرب كشيد .
و همچنين علاء الدوله سلطان والى دزفول پاى بندگى از جادهء ادب فراتر نهاده سالك طريق بغى و طغيان گرديد . چون خبر به مسامع خاقان بحر و برّ رسيد در شهور سنهء خمس [ و ] ثلثين [ و ] تسع مائه رايات احتشام و احتشاد روانهء دار السلام
هامش
( 1 ) . در مآخذ معمولا القاص آمده است .
( 2 ) . اصل : مجلى .