قدس اللّه سرّهم العزيز - است كه چون به تاريخ سنهء اثنى و تسعين [ و ] ثمان مائه از صلب همايون سلطان حيدر و صدف ميمون حليمه بيگى آغا به عالم ظهور پرتو سعادت قرين افكند نهال آمال عالميان مثمر ميوهء مراد و مرام « 1 » گرديد و تاريخ ولادتش « به دو دولت قزلباش » است .
طرفه اينكه از اوان رضاعت آن حضرت را صوفيان قزلباش « مرشد كامل » مىخواندند و تا اوان شش سالگى در بلاد گيلان توقف داشتند . در اين مدت مكررا آيبه « 2 » سلطان به وعده و وعيد و ترهيب و ترعيد از ميرزا على كيا و كاركيا سلطان حسن برادرش آن حضرت را طلب مىكرد و ايشان انكار مىنمودند و هر روز در انكار مىافزودند .
ذكر حبس فرمودن سلطان يعقوب ، شاه دين پناه و اخوان را در اصطخر
هرگاه حفيظ على الاطلاق به مؤدّاى « ان اشدّ البلاء على الانبيا ثم على الاوليا ثم فثم » در ظواهر احوال بنا بر مصالح كلى بندهاى از خواص بندگان خود را [ 154 الف ] به صنوف نعم در لباس نقم اختصاص نمايد هر آينه آن نعمت در لباس نقمت جز بر ظاهربينان كوته انديش گرانى نكند ، و همچنين به جهت آن كه نقد عبوديتش را در كورهء امتحان آزموده از غشّ و زخارف و ادناس طبيعيّه ، خالص و تمام عيار نموده به سكهء قبولش زيب و زينت و رواج بخشيد عطايا را به صور بلايا بر وى نازل كردند :
جان فداى يار دل رنجان « 3 » من * ناخوش آن خوش بود بر جان من
نتيجهء اين مقال آن كه چون سلطان حيدرى خصال در قتال شروان جام شهادت از ساقى بزمگاه آجال نوش فرمود صوفيان و يكرنگان به حكم وصيت زبدهء دودمان حيدر حضرت شاه دين پناه را با برادر بزرگتر به اردبيل آورده بعد از تقديم مراسم تعزيت و آيينهاى متواتر بنابر صغر سن شاه دين پناه سلطان على پادشاه را قايم مقام گردانيدند .
هامش
( 1 ) . اصل : مردم .
( 2 ) . اصل : انبيه .
( 3 ) . اصل : دلبر بجان ( تصحيح از پورمختار ) .