معاضدت مكافات عمل ، ايشان را شكست فاحش داده و كيا فخر الدين با چهار پسر [ و ] كياگشتاسب با هفت پسر در آن واقعه قصاص يافتند .
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو
حكومت اسكندر شيخى
ولد افراسياب از واقعهء پدر جان برده به خدمت صاحبقران امير تيمور رفته در محاربات جان فشانيها به تقديم رسانيد تا صاحبقران وى را مورد انظار عواطف گردانيده شهر سارى و ناحيهء چلاو را به قبضهء حكومت و اختيار او داده در شهور سنهء ست و ثمان مائه كفران نعمت ورزيده بر صاحبقران عاصى گرديد ، لاجرم صاحبقران در يكى از اسفار دفع وى را عطفهء عنان لازم دانسته آن بلاد را به يورش قهرمان غضب تسخير فرموده وى را به قتل رسانيد .
حكومت مير حسين كيا
جدّ اعلاى او شهراسب « 1 » بن افراسياب است . بعد از اينها در نوبت سلاطين تراكمه فرمانفرماى آن بلدان گرديده با اعلى حضرت شاه غفران پناه عصيان ورزيد تا در سنهء تسع [ و ] تسع مائه بعد از فتح حصار استاره به دست صوفيان آمده به اقبح وجوه كشته و رشتهء حكومتشان منقرض گرديد .
هامش
( 1 ) . اصل : سهراسب .