خوزستان را از بصره و واسط و حويزه و رامهرمز و شوشتر و احشام لر جوانكى و بندانى و شولان و كردان بختيارى و فيلى به دست آورده در نيكو داشت علما و مردم مستعد بذل جهد نمودى . مولانا شمس الدين محمد استرآبادى حاشيهء قديم خود را به نام وى موشّح فرمود . سلطان دويست تومان متجاوز به انعام مولانا داده معذرت خواست .
روزى يكى از افاضل سادات كه نديم و جليس سلطان بود در مجلس نشسته مردى طبق نارنج به رسم هديه آورد . سلطان يك يك را نزد مولانا مىافكند . وى در آستين « پيراهن هاشمى » مىافكند تا حركت بر وى متعذر گشت . اسپى در كمال خوبى با زين و لجام طلا در برابر نگاه داشته بودند . مولانا گفت « لا تحمل عطاياكم الا مطاياكم » . سلطان اسپ را همچنان به وى بخشيد و قلعهء محسنيه از ابنيه و آثار اوست .
ذكر جلوس سيد على و سيد ايوب ولدان سيد محسن
چون ايام حيات مستعار سلطان سپرى گرديد . سيد على و سيد ايوب كه دو نيّرين سپهر سيادت بودند به اتفاق قايم مقام والد گشتند و به ميامن ارشاد سيد بزرگوار نور اللّه مرعشى شوشترى « 1 » صلاح و سداد واقعى ورزيده در ترويج شريعت غرّا و نكوداشت علما دقيقه [ اى ] نامرعى نگذاشتند . ليكن هنگام نهضت رايات فتح آيات بهين شاه و الا جاه ، برگزيدهء مالك الملك جليل ، ابو الفتح شاه اسماعيل - انار اللّه برهانه - كه عن قريب در محل خود تبيين خواهد يافت به عرض رسانيدند كه ايشان نيز به دستور جدّ و عمّ خود غالى « 2 » اند . لاجرم ايشان را طلب داشته صلاح در حيات آنها ندانسته به قتل آوردند و سيد فلاح ولد سيد محسن را قايم مقام گردانيدند .
ذكر جلوس سيد فلاح ولد سيد محسن مشعشع
چون سيد فلاح حاكم و فرمانفرماى گرديد هنگام رفتن حضرت اعلى خاقانى
هامش
( 1 ) . اصل : + و .
( 2 ) . اصل : عالى .