تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
آن‌گاه در بغداد تا سه روز قتل [ و ] غارت نموده مقارن حال فوجى از عساكر ميرزا جهانشاه حسب الفرمان خاقان سعيد به كومك بغداديان رسيدند . . . « 1 » فرار بر قرار داد .

ذكر سيد محمد كه اولين طايفهء مشعشعين بود

چون در شهور سنهء خمسين [ و ] ثمان مائه خاقان سعيد به جوار رحمت رحيم مجيد پيوست شاهزادگان گوركانيه منافى يكديگر گرديدند . مولى على انتهاض فرصت نموده ماه رايش به شعشعهء تشعشع ، لمعهء تسلط بر ديار خوزستان و كوه‌گيلويه افكند ، از آن غافل كه عن‌قريب هنگام طلوع آفتاب جاه و جلال شهريار بىهمال ، حكم فروغ ماه مقنع مزوّر خواهد داشت .
. . . « 2 » پرتو لايزال دارد * آن نور ز چاه زيبق آرد
و در بدايت حال ادعا نمود كه روح مقدّس امير البرّره و قاتل الكفره يعسوب المسلمين على ابن ابى طالب - عليه السلام - به جسم « 3 » او حلول كرده ثانى الحال به اين نيز اكتفا ننموده دعوى الوهيت نمود . « تعالى شأنه عما يقولون « 4 » علوا كبيرا » ، و سفهاى عرب اقوال مزخرفه‌اش را پذيرفته وى را پيشواى بئس المهاد خود گردانيدند . بالجمله مولى على لشكر عظيم فراهم آورده به كوه‌گيلويه رفت و در كنار [ 151 الف ] رود ارغون كردستان حين حرارت هوا و اشتداد گرما ارادهء غسلى نمود . در وقت عريان شدن به مؤدّاى «
أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ
» تيرى از شست رامى سهام قدر بر پيكر آن سر دفتر شقاق و شرّ راه يافته به جزاى اعمال ذميمهء خود رسيد . صاحب مجالس المؤمنين آورده است كه امير پير بوداق ولد ميرزا جهانشاه لشكرى به حرب وى به كوه‌گيلويه برده بود . شخصى به فرمودهء وى [ او ] را به تير زد . به هر تقدير خوف واقع شد . برخى اين واقعه را در دهدشت بيان كرده‌اند . به هر
هامش
( 1 ) . يك كلمه در نسخه سياه است . ( 2 ) . يك كلمه در متن سياه است . ( 3 ) . اصل : شيخ . ( 4 ) . اصل : يقول الظالمين .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 367 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان