تقدير تير هرگز چنان كار به موقعى نكرده بود .
تير ضعيفان چو گشاد از كمان * بگذرد از نه سپر آسمان
در سنهء احدى و ستين [ و ] ثمان مائه امير ناصر بن فرج « 1 » اللّه عبادى به دار السلام بغداد رفته از آنجا لشكر جرّار به حرب مولى على به بهبهان برد . مولى على به موجبى كه از پيش گذشت به دار الملك جهنم خراميده بود ، لاجرم لشكر به حويزه برد كه با سيد محمد محاربه نمايد .
اولا نامه به او نوشتند . وى را توبيخ و بيغارهء بسيار به جهت افعال قبيحهء مولى على و همچنين در باب دعوى مهدويّت خودش و سخنانى كه در واسط از او صادر شده - اكنون به كلام مهدى اشتهار دارد - نموده سرزنش موفور كرد . آنگاه بساط رزم گسترانيد . بعد از تساوى صفوف حربى سخت فى ما بين وقوع يافت .
ز نيزه نيستان شد آوردگاه * بپوشيد ديدار خورشيد و ماه
اجل فتنه را كارسازى نمود * سپه با سپه رزم يازى « 2 » نمود
نهيب خروشيدن كوس جنگ * ز سر عقل مىبرد و از روى رنگ
بعد از كوشش و آويزش و كشش بسيار نسيم ظفر بر پرچم علم سيد محمد وزيده نصرت يافت و آن جماعت هزيمت شدند . در همان اوقات هادم اللذات به جهت اخذ نقد حيات مهدى مزوّر آمده روح عديم الفتوحش را نيز به مصاحبت مولى على برد .
ذكر حكومت سلطان محسن بن سيد محمد بن سيد فلاح « 3 » مشعشع
بعد از وى سيد محسن ولد سيد محمد كه مرد فاضل و اهل صلاح و سخى بود قايم مقام سيد محمد و فرمانفرماى عربستان گرديد . عطايا و مناقب او اليوم نيز بر السنه [ 151 ب ] و افواه انام جريان و سريان دارد . وى تمامت بلاد عربستان و
هامش
( 1 ) . اصل : الدين فرح .
( 2 ) . اصل : يارى .
( 3 ) . اصل : قلاع .