تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
اى شاه شجاع ملت و دولت و دين * خود را به جهان وارث محمود مبين
در روى زمين اگر چه هستى دو سه « 1 » روز * بالله كه به هم رسيد در زير زمين
نوبهء ديگر شاه شجاع به سلطان اويس نوشت كه :
ابو الفوارس دوران منم شجاع زمان * كه نعل مركب من تاج قيصر است و قباد
تو جان پدر همچو من به مردى كوش * كه مادريت نيايد ز خواهر دلشاد « 2 »
جواب از سلطان اويس آن كه :
ايا شهى كه به اوصاف خير موصوفى * غبار موكب تو تاج قيصر است و قباد
بخوانده‌ايم فراوان درين محقر عمر * كتاب نظم و تواريخ نثر بر استاد
ز خسروان كه هنرها به يادگار بماند * كسى به مدح و بزرگى خود زبان نگشاد
نخوانده‌ام ، نشنيدم ، نديده‌ام هرگز * كسى كه چشم پدر كور كرد و مادر « 3 » گاد
ليكن روزگار غدّار ناپايدار در عنفوان جوانى و ريعان [ 120 الف ] كامرانى زهر ناگوار فنا در ساغر آمال آن سلطان بىمثال ريخته بعد از نوزده سال پادشاهى از دار ملال ارتحال نمود .

جلوس سلطان احمد و كشتن سلطان حسين برادر خود را

چون سلطان اويس وفات يافت سلطان حسين قايم مقام پدر نامور گرديد و به موجبى كه قبل ازين مرقوم گشت فى ما بين شاه شجاع و سلطان حسين محاربات روى داده شاه شجاع ظفر يافت . سلطان احمد ممدوح خواجه حافظ - كه اين دو بيت را در شأن او فرمود :
احمد الله على معدلت السلطان « 4 » * احمد شيخ اويس حسن ايلخانى
هامش
( 1 ) . اصل : شد . ( 2 ) . اين بيت در كتاب تاريخ عصر حافظ دكتر غنى ، ص 120 ، به اين شكل آمده است :تو رسم و خوى پدر گير اى برادر من * كه شوهريت نيايد ز خواهر دلشاد( م . پورمختار ) ( 3 ) . اصل : نادر . ( 4 ) . اصل : السلطانى .