سيرجان و شيراز آمده مراسم قتل و غارت به تقديم مىرسانيدند ، فرستاد .
امير محمد مظفر با لشكر بىمرّ بر سر ايشان رفته بيست و يك جنگ با آن گروه كه رزم ايشان فهرست كارنامهء رستم و اسفنديار بود نمود . همگى را مستأصل گردانيد و اموال موفور و غنايم نامحصور به نظر سلطان برد و از جناب سلطانى به خلاع فاخره و يرليغ سرافرازى يافت . در همان وقت حق - سبحانه و تعالى - شاه محمود را به وى كرامت فرمود . بعد از اندك وقت شاه شجاع و شاه يحيى بن مظفر نيز متولّد گشتند .
ذكر استيلاى شاه ابو اسحاق اينجو بر فارس و آنچه ميانهء او و محمد مظفر وقوع يافت
در تصاريف اين تضاعيف سلطان ابو سعيد از دار ملال ارتحال نمود و در ممالك هرج و مرج روى داد . چنانچه در خراسان سربداريه و در عراق و آذربايجان ارپاخان « 1 » را خواجه غياث الدين محمد رشيد به پادشاهى تعيين نمود . ليكن هنوز پادشاهى او نظام و استقرارى نيافته بود [ كه ] « 2 » در فارس امير شيخ ابو اسحاق ولد محمود شاه اينجو مستقل و فرمانروا گشت .
امير محمد بن مظفر نيز در يزد به آيين سلاطين صاحب تمكين جلوس فرمود و در اوايل جلوس خود لشكرى جرّار با آلات و ادوات و ساير ما يحتاج قلعهگيرى برداشته به عزم تسخير كرمان و سيرجان روانه گرديد .
در حين غيبت امير مبارز الدين محمد ، شاه شيخ ابو اسحاق لشكرى فراهم آورده داعيهء فتح يزد به خاطر رسانيد . در آن وقت شاه محمود و شاه شجاع هر دو در صغر سن و در ميبد بودند . چون از ورود امير شيخ مخبر شدند خزانه و منسوبان را از ميبد به يزد برده به تمهيد قلعه دارى اشتغال نمودند .
مقارن حال ، امير شيخ با تهيه و اهبت تمام داخل ملك يزد شده محاذى [ 112 الف ] دروازهء سعادت ، حسام ظفر انجام نصب فرمود و از همان سمت مكررا يورش آورد در يكى از آن يورشها شاه محمود و شاه شجاع با وصف صغر سن و عدم
هامش
( 1 ) . اصل : ارياخانه .
( 2 ) . اصل : و .