تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
علاء الدوله حاكم يزد در مقام تربيت وى آمده امير ابو بكر پسرش را با سيصد نفر به اردوى هلاكوخان فرستاد و ابو بكر به دستور پدر به شجاعت و شهامت موصوف بود . چون هلاكوخان از يورش بغداد فراغت يافت ابو بكر را به سركردگى لشكر عظيم از مغولان به شام فرستاد و مشار اليه در حرب اعراب خفاجه « 1 » مقتول گرديد و امير محمد برادرش همچنان در ملازمت ركاب فلك فرساى به سر بردى و منصور در خدمت پدر مىبود تا وفات يافت . از ابو بكر و محمد عقب نماند . ليكن منصور سه پسر داشت . يكى امير محمد ، ديگرى امير على و سيم امير مظفر . امير على فرزند نداشت و امير محمد يك پسر داشت كه پدر سلطان شاه بود . شبى امير مظفر به خواب ديد كه آفتاب از خانهء اتابك علاء الدوله مشارق گشته در گريبان وى غروب نمود . چون از جاى برخاست آفتاب پنجاه قطعه شده از دامانش فرو ريخت . صبحى صورت واقعه را به شيخ داود « 2 » عرضه داشت . وى تعبير كرد كه سلطنت به تو و اولاد رسد . بعد از آن روز به روز ترقيّات گوناگون مىكرد تا اتابك يوسف شاه بن علاء الدوله كشته شد و افراسياب بر معارج سرورى ارتقاء نمود . چون ارغون خان متوفى شد و سلطنت به گيخاتو خان رسيد ، گيخاتو در تربيت امير مظفر كوشيد تا افراسياب لر ياغى شد . از گيخاتو التماس نمود تا وى را به حرب افراسياب فرستد . گيخاتو ملتمس او را مبذول داشت . [ و ] امير مزبور [ 111 الف ] را به لرستان ارسال داشت . امير مزبور رفته افراسياب را به لطايف تدابير نزد گيخاتو برد . خان افراسياب را يرليغ و طبل و علم داده ديگرباره ايالت لرستان و كوه گيلويه داد و اعتبار امير مظفر درجهء عالى يافت . آن‌گاه خان امارت هزاره و طبل و علم و شمشير و چماق زرين به رسم مغول به وى ارزانى فرمود و در اواسط جميدى الاخرى سنهء سبع مائه وى را پسرى آمد . امارات دولت و مخايل شهامت از ناصيهء همايونش طالع و علامات اقبال از جبههء فرخنده‌اش ساطع ، وى را مسمى به مبارز الدين محمد فرمود .
هامش
( 1 ) . اصل : خفاچه . ( 2 ) . شايد : ابن شيخ داود ( صفحهء 281 ) .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 274 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان