نوبتى ايلدگز را كله و پاچه و توابل گوسفند - طعامى كه در آن وقت معهود نبود - ترتيب داده به خدمت سلطان برد . سلطان از آن خورش غير معهود محظوظ گشته منصب توشمالى سركار خود را به او مفوّض گردانيد تا رفته رفته كارش به درجات رفيعه مقرون شده سلطان زوجهء برادرش را به عقد ايلدگز آورده حكومت تبريز [ را به او ] ارزانى داشت . و ايلدگز را از آن مهد اعلى دو پسر نيكو اختر به هم رسيد : اتابك قزل ارسلان و اتابك محمد . و ايلدگز در شهور سنهء ثلاث و خمسين [ و ] ست مائه فرمان يافت .
اتابك محمد بنا بر شرافت نسب و نجابت ذاتى رايت اقتدار برافراشته قايم مقام پدر نامور گرديد و بعد از محمد ، قزل ارسلان پادشاهى يافت و پادشاه نشان گشت . چنانچه چون طغرل بن ارسلان سلجوقى مملكت مورثى يافت ، قزل ارسلان مىخواست كه به دستور زمان پدرش راتق و فاتق امور باشد . طغرل شنيد كه تكش خان خوارزم شاه خراسان را به دست آورده نامه به تكش نوشت كه به عراق آمده شرّ قزل ارسلان را دفع نمايد . چون تكش به عراق آمد ، سلطان نادم گشته با وى حرب كرد [ و ] در دست تكش خان مقتول گرديد . و هم در آن وقت قزل ارسلان را صبحى در بيرون قلعهء همدان كشته يافتند و قاتل مفهوم « 1 » نگشت .
جلوس اتابك ابو بكر بن محمد
بعد از قزل ارسلان اتابك ابو بكر بن محمد [ 109 الف ] بن ايلدگز حكومت يافت . چون مدتى به امر حكومت اشتغال نمود به اجل طبيعى درگذشت .
جلوس اتابك اوزبك
بعد از وى اتابك اوزبك در تبريز بر مسند حكومت تكيه فرمود تا سلطان جلال الدين منكبرنى به تبريز آمده ملكه خاتون زوجهاش را كه دختر سلطان طغرل سلجوقى بود تصرّف نمود و اتابك از اندوه و خشم و اعراض وفات يافت و دولت آن طبقه به وى انجام و اختتام پذيرفت .
هامش
( 1 ) . كذا ، ولى معلوم متناسبتر است .