فارس حكومت نمود و خلايق در عهد دولتش در مهاد امن و امان غنوده به لوازم شكرات ايزدى بپرداختند .
و در مبادى حال جلال الدين ارقان به امر نيابت و خواجه نظام الدين به وزارت اتابكى حسب اليرليغ تعيين گرديدند .
و همچنين به حكم يرليغ مقرر گشت كه حاصل املاك اتابكى رسما بالمسانهة به ديوان امجد مناصفه شود و در آن حالت سوغونجاق نويان از جانب سلطان احمد ايلخان و شمس الدين محمد بن على لر به فرمودهء حاجى شمس الدين محمد صاحب ديوان جهت تحصيل ماليات به شيراز آمدند .
در تضاعيف آن حال خبر به اتابك ابش رسيد كه محمود پيشوا ، قلهات را كه اعظم جزاير بحر عمان است به دست آورده رفته رفته بر جزاير هرموز سيّما جزيرهء قيس نيز مستولى شده دم استبداد و استكبار برمىآورد .
اتابك لشكرى همراه سوغونجاق نويان كرده حكم فرمود تا فوجى از شولان و لران نيز به سركردگى شمس الدين محمد بن على لر ملازم صاحب ديوان مراكب و جلبات « 1 » از هرموز و ساير بنادر گرفته در دفع غايلهء استبداد و استكبار محمود پيشوا كوشند . ايشان حسب الفرمان اتابكى جهازات از بحرين و خور سيف و ساير سواحل گرفته از مغول و شولى مملو گردانيده هنگام صبحى كه ملاحان سنا و بها « 2 » بادبان [ 107 الف ] شعشعه و ضيا را به اطنبهء خطوط شعاعى برافراشتند ، شراع برافراختهء زورق و جلبات « 3 » را چون كشتى زرين مهر كه بر بحر نيلگون سپهر جريان يابد به مؤدّاى
« وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ
« 4 »
بِما يَنْفَعُ النَّاسَ »
بر سطح درياى زخّار و قباب بحر خونخوار روانه گردانيدند .
در تضاعيف حالتى كه كشتيها به حوالى قيس رسيد ناگاه محمود قلهاتى از قيس با چند كشتى مشحون به وجود دلاوران كاردان كه چون كشتى با دريا كشتى مىگرفتند و چون حباب بر روى آب شنا مىنمودند پيدا شده از طرفين « 5 » محاربهء
هامش
( 1 ) . اين كلمه دو بار در همين صفحه آمده و هر دو بار حرف سوم بىنقطه است . حتى ممكن است كه جلسات هم خوانده شود . طبعا نوعى از قايق و زورق بوده است .
( 2 ) . كذا .
( 3 ) . اين كلمه دو بار در همين صفحه آمده و هر دو بار حرف سوم بىنقطه است . حتى ممكن است كه جلسات هم خوانده شود . طبعا نوعى از قايق و زورق بوده است .
( 4 ) . اصل : بعد از البحر ، بامره آمده است .
( 5 ) . اصل : طرفى .