تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
داد كه امراى حشم فارس نيز ممدّ و معاون باشند . ايشان از راه قم وارد اصفهان و از آنجا روانهء شيراز شدند . سلجوق شاه لشكرى از اكراد و الوار و شولان برداشته روانهء كازرون گرديد تا اگر طاقت مقاومت را وهنى رخ نمايد خود را به جزاير بحر عمان رساند . مغولان با التاجو نويان و اتابك علاء الدوله به شيراز آمده قشونى آراسته از امراى حشم برداشته وى را تعاقب نمودند و در كازرون فى ما بين العسكرين آتش مبارزت به اوج فرقدين اعتلا يافت . سلجوق شاه با وصف شهامت و شجاعت مغلوب شده به مسجد جامع تحصين « 1 » نمود . بيگ‌ليگ « 2 » قوم سلجوق شاه گفت كار از تحصين درگذشت ، زندگانى بهتر است تا به دم اژدها رفتن . سلجوق شاه فرمود كه تو اگر مىتوانى بيرون روى رخصت است . بيگ ليگ مركب جهانيده سالك طريق هزيمت شد . اتابك علاء الدوله وى را تعاقب كرد . بيگ ليگ گفت اى اتابك در چنين روزها مردان را برگردانيدن آسان نيست . در جواب گفت كه صيد از چنگال شيران كجا رود . بيگ ليگ [ با ] سنگ چوبهء [ 105 ب ] تير چنان جواب مسكتى به اتابك داد كه تا قيام ساعت از سخن عاجز ماند و مغولان كار بر سلجوق شاه تنگ ساختند . مشهور است كه شيخ ابو اسحاق كازرونى به اهالى كازرون گفته كه هرگاه شما را حادثهء شديد پيش آيد صندوق مقبرهء مرا حركت دهيد . لاجرم سلجوق شاه عمودى بر صندوق مقبره شيخ زد كه از صدمهء آن درهم شكست و گفت شيخا نام به ننگ مبدل شد . تا مغولان هجوم آورده وى را دستگير نمودند و در حين مراجعت از شيراز در پاى قلعهء سفيد روز روشن عمرش را سياه كردند :
عيسى به رهى ديد يكى كشته فتاده * حيران شد و بگرفت به دندان سرانگشت
كى كشته كرا كشتى تا كشته شدى زار « 3 » * تا باز چنان كشته شود آن كه ترا كشت
انگشت مكن رنجه به در كوفتن خلق * تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت
هامش
( 1 ) . كذا ، به جاى تحصن . ( 2 ) . اصل : بيگلبك ، طبق وصاف آورده شد . در شيرازنامه منگلى ليك آمده است . ( 3 ) . اصل : نيز .