گفتار در تفويض رتق و فتق مهمات فارس به شمس الدين محمد بن مالك مقدمهء جماعت نكودرى
ائمهء تواريخ مرقوم خامهء تحرير گردانيدهاند كه چون رشتهء دولت رجال آل سلغر به مقراض انقراض ادوار انقطاع يافت در رمضان سنهء سبع [ و ] ست مائه ملك شمس الدين محمد بن مالك كه از اعالى « 1 » شيراز بود بر حسب يرليغ ايلخانى ملك سليمانى فارس را صاحب مقاطعه گرديد و بولوغان « 2 » و ساير امراى حشم طوعا او كرها مطاوع اوامر و نواهى او شدند .
نوبتى طايفهء نكودار كه خارج از حيطهء ضبط و حيّز شمار بودند از سيستان به كرمان و سيرجان و از آنجا به شيراز آمده اموال بسيار و اسباب و دواب فزون از شمار از صامت و ناطق و اغنام « 3 » و افراس و بغال و جمال و ساير مواشى و انعام [ را ] نهب و غارت نموده ، دماء [ را ] در معرض اراقت آوردند و بعد از آن به كربال آمده غارت و يغما به جاى آوردند ، چندانى كه بار بردار نداشتند .
از قضا موازى سيصد رأس اسپ تازى كه از مراكب خاص ايلخانى در مراتع كربال بود منهوب نموده حمل كردند .
بولوغان و شولان با امراء حشم « 4 » و جمعى از مماليك اتابكى كه همگى قريب شش هزار سپاه [ 106 الف ] بودند صفوف قتال و جدال آراسته شروع در ستيز و آويز كردند . بولوغان با سيصد نفر از مغولان و امراى حشم با پانصد نفر بر ميمنه و ميسره حمله آوردند . نكودريان با تيرهاى بيسامانى « 5 » كه از اخشاب معوّج جنگلى خود ترتيب مىدهند و كمانهايى كه از چوب و امعاى گوسفند مىسازند به نحوى تيرباران كردند كه قليلى از ايشان ، آن هم زخمدار ، باقى ماندند . لاجرم بولوغان عنان هزيمت سبك و ركاب فرارگران نموده تا اصفهان عنان باز نكشيد و شولان از قلبگاه فرارى شده تا قلعهء سفيد از واهمه سفيد نتوانستند گرديد .
طايفهء سبكسار نكودار سيوف و اسنهء آبشار در هزيمتان گذاشته اسپ و يراق و كلاه و كمر و سنان و سپر از ايشان گرفتند و قتلى مفرط به تقديم رسانيدند و حين
هامش
( 1 ) . اصل : عالى .
( 2 ) . اصل : بولاغان ( در وصاف بولوغان است ) .
( 3 ) . اصل : غنام .
( 4 ) . اصل : چشم .
( 5 ) . كلمهء ناخوانا شبيه آنچه نقل شد ولى بدون نقطه بر حرف اول و دوم .