تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
اتابك مزبور در عهد سلطان احمد دو هزار سوار به كومك برد و در عهد دولت وى اهالى بلاد مزبوره در مهد امنيت و رفاهيت مىغنودند تا مدت حياتش به آخر رسيد .

جلوس اتابك افراسياب بن شمس الدين الب ارغون

بعد از وى اتابك افراسياب بن شمس الدين بن الب ارغون كه از جانب والده دخترزادهء سلطان ركن الدين خوارزمشاه حاكم كرمان بود حسب الفرمان ايلخانى لقب و يرليغ اتابكى يافت . وى نيز به وفور نجدت و مزيد شهامت محسود اكفا و اشباه بود . اتابك احمد برادرش را در ركاب فلك فرساى ايلخانى گذاشته با اكفا رفت و دست به ظلم و تعدّى نسبت به اسلاف و اقارب گشاده قزل ارسلان ، ولد يوسف شاه بهادر ، را به گرفتن هزيمتيان كوه‌گيلويه به اصفهان فرستاد . چون خبر [ 97 الف ] موت ارغون در اصفهان شيوع يافت ، قزل ارسلان به افراسياب نوشت كه اگر دواعى سلطنت در خاطر دارى فرصت بهتر از اين نخواهد بود . افراسياب اين معنى را از مخايل « 1 » دولت و امارات اقبال خود دانسته از عراق و همدان تا فرضات سواحل بحر عمان نامزد اقوام و عشاير خود نمود . ليكن چون خبر استكبار وى به امراى تتار كه در حوالى و ثغور ، طرف‌داران غيور بودند رسيد حشرى انبوه فراهم آورده متصدى حرب افراسياب شدند . افراسياب قلعهء مانجشت « 2 » را كه از رفعت و متانت محدب فلك اعظم را حضيض خود شمردى و زمزمهء ساكنانش به مسبحان صوامع سپهر هشتم رسيدى ، به دست آورده لوازم امور قلعه دارى را رعايت نمود . چون امراى تتار در باب قلع و قمع افراسياب فرمان غازان خان كه مجددا مسند افروز خانيّت شده بود نداشتند ، معترض نشده تقاعد ورزيدند . افراسياب نيز تحفه و هديهء بسيار به جناب غازانى مرسول داشت و در طى عريضه عرض نمود كه كوه‌گيلويه ولايتى « 3 » است از دو جانب به لرستان و از يك طرف به بحر عمان اتصال دارد . اگر لران آنجا پاى از دواير اعتدال فراتر نهاده در
هامش
( 1 ) . اصل : مخاويل . ( 2 ) . اصل : مانختت . ( 3 ) . اصل : ولايت .