جبال شامخات ساكن شوند و رفتهرفته فكرهاى دور از كار به خاطر رسانند دفع غوايل استبداد ايشان ناممكن گردد . اگر به دستور زمان ايلخان ، حكومت آنجا به بنده تفويض يابد ما فوق خراج واقعى به ديوان رسانم . حكّام شيراز و محال توابع عرضه داشتند كه افراسياب گويى به شير استبداد پرورش يافته ، رجوع حكومت آنجا به وى از مراعات جانب حزم بعيد مىنمايد .
غازان اين سخنان « 1 » را وقعى نگذاشته از لرستان و كوهگيلويه و خوزستان تا دروازهء شيراز به وى مفوّض داشت و افراسياب ، قزل ارسلان را كه اعقل و افهم و اشجع ناس بود نيابت حكومت كوهگيلويه داد و امر وزارت را به خواجه جمال الدين مرجوع [ 97 ب ] داشته روز به روز در اسباب اقتدار خود كوشيد تا مكنت و عدّت تمام يافت . اما جلال الدين وزير حكومت قزل [ ارسلان ] را كاره مى بود تا رفته رفته مواد وحشت به مكاوحت انجاميده سر از ربقهء انقياد كشيد . افراسياب لشكر به حرب قزل برد و قزل نيز فوجى عظيم برداشته به مدافعه شتافت .
بالاخره با يكديگر سالك طريق مصالحه گشتند ، مشروط آن كه چون جلال الدين محرك سلاسل مفاسد است وى را به ياسا رسانند . پس وزير بيچاره را به ياسا رسانيده هر دو به مؤدّاى
« سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ »
با يكديگر طريق مؤاخات پيمودند و هنگام وصول محصلان خزانهء عامره محصلان را توقيف فرموده به انواع بد مجاب ساختند .
چون اين خبر قرع مسامع قهرمان جلال نمود طولاداى نويان را با يك تومان لشكر مقرر فرمود كه به معاونت باشقاقان شيراز و چريك ولايات با يك تومان لشكر از درگاه سلطنت روانه شده در قلع و قمع افراسياب بذل جهد نمايند . افراسياب نيز تاج الدين لالاپا و قزل ارسلان را به تسخير اصفهان و ملك نصرت را به فتح همدان فرستاده بود . قزل به اصفهان رفته شحنه را به قتل آورده نهب و غارت عظيم به تقديم رسانيد .
چون از مقدمه طولاداى خبر يافت متوحّش گشته با فئهء لران از اصفهان به شار فيروزان در « 2 » سرچشمهء زنده رود [ كه ] گويا قطعه [ اى ] از بساطين جنان و رقعه [ اى ]
هامش
( 1 ) . اصل : كنان .
( 2 ) . اصل : كه در .