قاآن ابن تولى خان بن چنگز خان را بر سرير خانيّت جلوس دادند . منكو مسند آراى اورنگ فرماندهى گرديده رايات عظمت آيات دولتش از عيّوق درگذشت .
در بدايت حال ارادهء تسخير ملك نيّرى ، چون آفتاب جهانتاب از مشرق عزمش طالع گشته قبلا قاآن برادرش را با سپاه ذره شمار به صوب ديار قبراقن از اقصاى ختاى گسيل نمود و برادر ديگرش اريغ [ 93 الف ] بوكا را در قراقرم كه مركز دواير حشمت و مستغرس نهال دولت و حومهء دار الملك شوكت بود گذاشت .
قمتغاى « 1 » خاتون مادر باتو و از پسران استاى و برلتاش و بعضى نباير جغتاى خان به خانيّت وى اتفاق نمودند .
آنگاه هلاكو خان « 2 » را به صوب بلاد فارس و ايران نامزد فرموده يرليغ جهانبانى ارزانى داشت و هلاكو خان مقرون به صنوف صولت و انواع لوازم شوكت و سطوت روى به ديار ايران آورد .
و در اواخر سنهء ست و خمسين و ست مائه يرليغ حشمت و دولت منكو قاآن به استيلاى هادم اللذات درنوشته گرديد و اريغ بوكا در قراقرم داعيهء خانيّت نمود . بعض نوئينان پسر آى تكين برادر چنگز خان را سزاوار پادشاهى ديده اطاعت احكام وى نمودند ، و برخى از اعيان ملك گفتند با وجود قبلا قاآن پادشاهى به ديگرى سزاوار نيست .
بالجمله اريغ بوكا قوى دست شده خزاين معموره را از آلماليغ به قراقرم نقل فرمود و شهرى جديد به جهت دار الملك خانيّت احداث نموده خانهء مخصوص نشيمن سلطنت را از طلاى خالص به اتمام رسانيد و باتو و خواجه اغول فرزندان گيوك خان را كه محرك مواد استبداد بودند معروض سيوف ياسا گردانيد و خوانين [ و ] نوئينان سر بر خط فرمانش نهادند .
چون مؤلف را در بيان چگونگى سوانح و وقايع ايشان زياده غرضى نيست شروع در شرح حال جمعى كه از اولاد و احفاد چنگز خان در بلاد فارس و ساير ايران به نفاذ فرمان سلطنت و جهاندارى نمودهاند مىرود .
هامش
( 1 ) . اصل : قمنعاى .
( 2 ) . اصل : ابخان .