[ 84 ب ] خرگاه ساطع شده به حلق وى فرو رفت ، پس از چند روز اثر حمل بر وى ظاهر شد . چون قوم مطلع گرديدند ارادهء قتل الان قوا نمودند تا جمعى كه آن نور را به رأى العين ديده بودند بر صدق واقعه شهادت دادند .
حكايات مريم اگر بشنوى * به آلان قوا همچنان نگروى
بعد از انقضاى حمل سه پسر توأمان آمدند كه يكى بودنچر بود و ظهر پنجم بودنچر را دو پسر توأم آمد يكى قبل و ديگرى قاجولى . شبى قاجولى به خواب ديد كه از جيب برادرش قبل سه كوكب طلوع نموده عالم را روشن كرد و هر يك بعد از ديگرى افول كرد . در مرتبهء چهارم كوكب عظيم طالع شده به چند شعبه منشعب گرديده هر شعبه عالمى را منوّر گردانيد . تا هفت نوبه تكرار يافته مرتبهء هشتم از جيب خودش كوكب طلوع كرده به شعاب منشعب شد و هر شعبه بر ناحيهاى پرتو افكن گشت .
قاجولى سراسيمه از خواب درآمده صورت واقعه را به پدر عرض كرد . وى گفت تعبير آن است كه از بطن هشتم تو دولتمندى به وجود آيد كه از پرتو دولتش جهان منوّر گردد ، و از بطن چهارم برادرت صاحبقرانى متولّد شود كه لمعان سيف و سنانش جهانسوز باشد ، اكنون چون دولت از تو دور و به قبل نزديكتر است بايد كه اولاد تو اطاعت اولاد او كنند و نتيجهء رؤيا آن كه در سنهء تسع و اربع مائه يسوكا بهادر را پسرى آمد تموجين « 1 » نام كردند . چون به سن تمييز رسيد پدرش وفات يافته وى قايم مقام پدر گشت . مقارن اوقات تموجين « 2 » در عالم منام ديد كه دو شمشير در دست گرفته كه يكى به مشرق و ديگرى به مغرب مىرسد ، على الصباح رؤيا را به موبد بزرگ تقرير نمود . گفت نتيجهء خواب آن است كه حكم تو بر شرق و غرب نافذ شود و من تو را « چنگز خان » نام كردم .
نهاديم [ نام ] تو چنگز خان * از اين پس تو خود را تموجين مخوان
از آن رو كه معناى چنگيزخان * [ بود ] شاه شاهان به تورى زبان
رفته رفته اقوام و عشاير به وى پيوستند و روز به روز نيّر [ 85 الف ] اقبالش بر
هامش
( 1 ) . اصل : بموجب .
( 2 ) . اصل : بموجب .