پادشاهى منوچهر بن قابوس بن وشمگير
بعد از قابوس عنصر المعالى منوچهر پادشاه شد و فى ما بين منوچهر و اسكندر برادرش مصالحه واقع شد . بعضى « 1 » گفتهاند كه ديوارى كه به طول چهل فرسنگ و ده ذراع عرض در آن وادى كشيدهاند و سدّ سكندر مىگويند ، اين سكندر جهت تشخيص حدّ و سامان ملك بنا نهاده بود - و العهدة على الرّاوى - و ما را در بيان احوالشان زياده مطلب نيفتاده .
چمن ثانى از روضهء دويم در بيان ملوك بنى صفار على سبيل الاجمال
مورّخين روايت كردهاند كه ملوك بنى صفّار [ 51 ب ] چهار نفر بودهاند كه به نوبت در بلاد عراق و خراسان و فارس و سجستان و اهواز رايت استيلا و استعلا برافراختهاند .
برخى نسب ايشان را به نوشيروان عادل منتهى مىدانند و ايام دولتشان از سنهء ثلث و خمسين [ و ] مأتين تا سنهء سبع و ثمانين و مأتين سى و سه سال و كسرى بر اين منوال كه :
1 - يعقوب بن ليث يازده سال ،
2 - عمرو بن ليث بيست و سه سال ،
3 - طاهر بن عمرو ليث شش سال ،
4 - محمد برادرش كمتر از سالى .
روايت كردهاند كه يعقوب در بدايت حال رويگرى مىكرد و قامتى طويل و عريض داشت و به غايت شجاع بود . روزى با فرقه [ اى ] از جوانان همزاد كه ساغر شباب ايشان لبريز بادهء كامرانى و نهال قامتشان در عين ريعان جوانى بود مشك شب شباب به كافور صبح شيخوخت « 2 » نياميخته ، و سمن بساتين آمال با گل نياميخته ، گلبرگ عارضشان طرى و رنگ رخسار خيرى بود . در فضاى دلگشاى
هامش
( 1 ) . گاه بعض نوشته است .
( 2 ) . اصل : شيخوخيت .