پادشاهى قابوس بن وشمگير بن زيار در جرجان و كبود جامه
آوردهاند كه شمس المعالى قابوس به حليهء فضايل و كمالات نفسانى آراسته و پيراسته بود و به مرتبه [ اى ] خوش مىنوشت كه تا مدتهاى متمادى نگاشتههاى كلك گهر سلكش به خوبى ضرب المثل و انگشت نماى بود و هر چيز نادره را مىگفتند كه : « هذا خط قابوس ام جناح طاووس » . و در علم نحو و معانى بيان نيز كمال اشتهار داشت ، چنان كه حكيم سنايى - روّح اللّه روحه - گويد :
نحو خوان ليك در جهنم جاه * همچو قابوس وشمگير مباش « 1 »
و شيخ الرئيس حجة الحق ابو على سينا مدتى به امر وزارتش قيام و اقدام كرده در اواخر حال منوچهر پسرش كه به عنصر المعالى ملقّب بود بنا بر حبّ جاه با پدر معاند گشته فرمود تا وى را مقيّد ساختند و بدان جهت كه امرا و اكابر آنجا را بىصدور جريمه مؤاخذات و مصادرات مىفرمود احدى بر او ترحّم ننمود . تا منوچهر وى را به عبد اللّه نام شتربانى سپرد كه به قلعهء ماران شيراز برده به مستحفظان سپارد كه به موجب فرمان جديد كه به ايشان رسد به قتل آورند .
عبد اللّه جمل را به سرعت مىراند و قابوس از تسارع شتر متأذى مىگشت .
قابوس به وى خطاب كرد كه نمىدانم با شما چه بد كردهام كه همگى در ايذا و اضرار من بذل جهد مىنماييد « 2 » ؟ عبد اللّه گفت بدان جهت كه مردمان را به عبث حكم قتل مىنمودى و احدى را زنده نگذاشتى . قابوس گفت اگر كسى را مىكشتم امروز به دست تو گرفتار نمىگشتم .
بالجمله به فرمودهء منوچهر هلاك شد و در نواحى كبود جامهء جرجان به گنبدى كه جهت مدفن خود ساخته بود مدفون گشت و اليوم آن عمارت خراب نشده .
هامش
( 1 ) . ديوان سنائى ، چاپ مدرس رضوى ، ص 323 . در ديوان « فقه خوان » آمده است .
( 2 ) . اصل : مىنمايند .