چمن اول از روضهء دويم در بيان وشمگير بن زيار « 1 » و غيرهما على الطريق الايجاز
مستخبران نوادر حكايات آوردهاند كه چون ما كان بن كاكى بر بعض بلاد مستولى شد اسفار بن شيرويه و مرداويج « 2 » بن زيار و وشمگير برادرش در خدمت ماكان به سر مىبردند . اسفار بر ماكان خروج كرد و ملك آل سامان امير الجيوش را با منشى خود به حرب ماكان فرستاد . در آن محاربه ماكان مقتول گشت .
امير الجيوش منشى را گفت نامهء قليل اللفظ كثير المعنى مشعر بر قتل ماكان بايد نوشت كه بر بال كبوتر گرانى شمار [ نباشد ] . منشى نوشت كه « ماكان صار كاسمه » و احسن من تصرف فى هذه العبارة و قال « ما كان كان كاسمه » ، زيرا كه معنى و اختصار صار از كان با نكتهء تجنيس مستفاد مىشود .
بعد از ماكان اسفار بر ملك وى مالك شد . چون قرامطه اسفار را به قتل آوردند ، مرداويج بن زيار سلطنت يافت و اين گروه كه بعضى در عراق و رى و جرجان و طبرستان حكمرانى كردند پنج نفراند : 1 - مرداويج ، 2 - وشمگير ، 3 - قابوس ، 4 - منوچهر بن قابوس ، 5 - اسكندر بن قابوس .
تا مرداويج را بنا بر سوء اخلاق ، مماليك وى در حمام اصفهان به قتل رسانيدند . وشمگير برادرش وارث تاج و تخت شد .
عماد الدوله على بن پويه كه احوال سعادت اشتمال او مرقوم گشته لشكر به اصفهان برده به تاريخ سنهء احدى و عشرين [ و ] ثلث مائه [ با ] وشمگير حرب نمود .
وشمگير را هزيمت نمود و در همان وقت روزى وشمگير به شكار مشغول بود گرازى اسپ او را زخم زده بينداخت . وشمگير به همان درگذشت .
وجه تسميهء وشمگير را چنين گفتهاند كه مرغى كه به عربى سلوى و به لفظ عبرى سمانى و به تركى بلدرچى گويند ، به زبان طبرستان « وشم » به ضم اول باشد .
چون وشمگير از شكار وشم مشغوف بوده وشمگير گفتهاند . بالجمله بعد از وشمگير قابوس فرزند ارجمندش وارث ملك شد . [ 51 الف ]
هامش
( 1 ) . اصل : زنار .
( 2 ) . اصل در همه موارد : مرداونج .