ملك ابو منصور بن عماد الدوله هشت سال ،
چهرهگشايان صور دلفريب اخبار مرقوم كلك اهتمام فرمودهاند كه سلاطين آل پويه - تغمدّ هم اللّه برحمة الواسعة « 1 » - از نسل بهرام گوراند ، و پويه بن فنا خسرو ماضى از حوادث روزگار و تصاريف ليل و نهار چندان گرفتار فقر و فاقه شده بود كه قدرت بر قوت يك روزه نداشت .
روزى جهت دفع اندوه و الم به منزل شهريار [ 44 ب ] بن رستم رفته سه پسر داشت كه هر سه همراه پدر بودند . منجّم از فنون تعبير خواب سخنان مىگفت .
پويه گفت خوابى غير ارتيابى « 2 » ديدهام ، چه خوش باشد اگر به تعبير آن بر من منت نهى .
منجّم گفت چيز خوبى بايد داد كه تعبير نمايم . پويه اظهار عدم قدرت نمود .
منجّم را بر وى ترحّم آمد . از خوابش پرسيد .
پويه گفت در اين اوقات به خواب ديدم كه آتش از قضيب من بيرون آمده بر فلك اعتلا يافت و به شعاب ثلاثه منشعب گرديد . هر شعبه بر ناحيهاى پرتو سطوع افكند .
منجّم از طالع مولود پسران استفسار نمود .
پويه پاره كاغذى كه روز ولادت ايشان را نوشته بود به وى نمود .
منجّم ملاحظه فرمود كه در يوم و ساعات ايام تولّد آنها كدام كوكب طالع بوده . هيلاج و درجات و سقوط و هبوط و منحوس و مسعود و بيوت و كدخدا را ملاحظه كرده گفت از آثار علويات چنان به ظهور مىرسد كه هر سهء اين پسران ملك و سلطنت يابند . آنگاه نوشته از اولاد ثلثه گرفت كه چون پادشاهى به ايشان رسد وى را رعايت نمايند .
بعد از اندك زمانى ماكان بن كاكى بر طبرستان و جرجان مستولى شد . پويه بنا بر معرفتى كه با وى داشت با اولاد امجاد نزد وى رفت و اسفار بن شرويه و مرداويج « 3 » بن زيار و برادرش وشمگير نيز در خدمت ماكان مىبودند . اسفار بر ماكان خروج كرده او را منهزم گردانيده ملك ديلمان بگرفت . اخوان الان كما كان نزد اسفار برفتند تا اسفار كشته شد .
هامش
( 1 ) . اصل : واستعه .
( 2 ) . اصل : آتيمابى .
( 3 ) . اصل : مرداونج .