قصر و غيرهما فورا به ظهور رسيد . گويند كه كاهنان مزبور آن به نوشيروان خبر داده بودند كه دولت عجم به عرب انتقال مىيابد . اما بعد از تو نيز هفت نفر از اولاد تو پادشاهى خواهند كرد . آن پادشاه خيرانديش را ديدهء بصيرت به غشاوهء غفلت پوشيده شده ايمان نياورد . ليكن علما در باب عذاب نوشيروان توقف كردهاند .
مشهور است كه در عهد يكى از بنى العباس خاتم نوشيروان را يافتند . بر آن منقور بود كه : راه تاريك است مرا چه منش ، عمر دوباره نيست مرا چه خواهش ، مرگ در قفاست مرا چه آرامش .
از سخنان اوست كه : « المرّوة ثلاثة تحصين بيته وصل رحمه و اكرم اخوانه . »
از ابوذر جمهر پرسيدند كه فرق ميانهء كريم و لئيم چيست . قال « الكريم من استوى عنده الذهب و الاحجار و اللئيم من [ ما ] استوى عنده الذهب و الاحجار . »
چون شصت سال از پادشاهى او بگذشت هرمز را وليعهد نموده به دار بقا خراميد .
پادشاهى هرمزد دوازده سال بود
چون هرمز بر مسند دولت نشست بر خلاف پدر عمل نمود تا ملوك رقاب ممالك از وى نفور گرديدند . ساوه شاه ، خاقان چين ، خراسان را بگرفت ، و قيصر و پادشاه خزر لشكر به ايران آوردند . هرمز با موبد موبدان مشورت كرد . وى گفت قيصر و عرب را به مال و هدايا بايد فريفت ، و بهرام چوبين را كه سپهسالار است به حرب خاقان بايد فرستاد .
هرمز هدايا به قيصر ارسال داشته بهرام را به جنگ ساوه شاه فرستاد . قيصر به هدايا راضى شده مراجعت نمود ، و بهرام چون قريب عساكر خاقان رسيد دوازده هزار سوار نيزهگذار برداشته و با خاقان مواجهه گرديد . در حينى كه خاقان بر فراز پشته در زير سايبان نشسته و موازى دويست زنجير فيل بيستون كردار رعد آثار و سيصد قلاده شير هژير ديدار بر حوالى بازداشته بودند ، بهرام از گرد راه رسيد . با لشكر خود بر فيلان و شيران تيرباران كرد و بسيارى را كشته و خسته دمار از آنها برآورد . خاقان متوهّم شده بر فيل سپيد خود ركوب نموده در [ 41 ب ] برابر بهرام آمد .