پرورش داده . شاپور گفت هرگاه به چنين پدرى وفا نكردى با من چه خواهى كرد ! و نصيره را بكشت ،
« با كه وفا كرد كه با ما كند »
.
و جمعى كثير را از طوايف عرب كشته بسيارى را شانه بيرون مىآورد . به اين جهت به ذوى الاكتاف اشتهار يافت . و ملك ديلم و قزوين از آثار اوست .
بعد از هفتاد و دو سال كه پادشاهى به استقلال نمود فرمان يافت . اكابر و امراى ايران اردشير برادرش را قايم مقام او نمودند و ملك فانى كمتر زمانى با وى بوده ، عزم دار الملك باقى نمود .
پادشاهى شاپور بن شاپور يك سال بود
بعد از وى شاپور بن شاپور ذوى الاكتاف ملك يافت . همواره خلاصهء ايام حيات خود را به صيد افكندن مصروف داشتى . روزى در شكارگاه ستون بارگاه بر سرش خورده به همان درگذشت .
پادشاهى يزدجرد اثيم « 1 » ده سال بود
بعد از شاپور يزدجرد بن شاپور را بر سرير فرمانفرمايى ايران بنشاندند . وى را به اين جهت اثيم گفتند كه امرا و ساير مردمان را بىجريمه مؤاخذ مىساخت . در اول پادشاهى خود يزد را بساخت . پس به مداين رفت . در آن وقت بهرام فرزندش تولد يافته بود . ارباب تنجيم به اثيم خبر دادند كه اين مولود عاقبت محمود چون اردشير ، پادشاه هفت كشور گردد . لاجرم در تربيت بهرام كوشيده او را به نعمان بن منذر والى عربستان سپرده جهت وى مكانى [ كه ] به خوبى آب و هوا ممتاز باشد مىخواست . [ 37 ب ] نعمان ولايت جنزه « 2 » را كه اكنون گنجه مىگويند انتخاب نمود و سه رضاعه جهت بهرام اختيار كردند . « اختيار الرضاعة ثلاثة نسوة : ذات اجسام صحيحة و اذهان زكية و آداب حسنة من بنات الاشراف منهن » .
پس چون بهرام در مستغرس دولت نشو و نما يافت نعمان ، سنّمار « 3 » نامى را
هامش
( 1 ) . اصل : اثهم .
( 2 ) . اصل : جره .
( 3 ) . اصل در غالب موارد : شمار .