بالجمله در مدت سه سال سدّ شوشتر تمام شد و از خاك قسطنطنيه ثلمههاى شهر شاپور به دستور معمور گشته اشجارى كه از بساتين استيصال « 1 » كرده بود غرس نمود . آنگاه شاپور قيصر را پذيراى خراج كرده مخلع ساخته [ 36 الف ] رخصت انصراف ارزانى داشت و در باب رعايت كافهء رعايا و عامهء براياى آنجا وصايا فرمود .
از سخنان شاپور است كه : « فانا به حمد اللّه صالحون و قد وضعنا عن رعيتنا بفضل رأفتنا او بهاء الموظفة و نحن فى ذلك كاتبون اليكم بوصية لا تستشعروا فى اممكم العداوة و لا يحتكروا اقشملكم القحط و شروجوا فى القوامين فانه امس الرحيم و انبت النسب و لا تعدوا الدنيا شيئا و انها لا تبلى على احد و لا تركضوها مع ذلك فان الاخرة لا تنال اليها . »
جمعى بناى استراباد ، نشاپور را به وى منسوب مىسازند . چون مدت سلطنت وى به بيست و دو سال رسيد هرمز ولد خود را وليعهد كرده عازم تختگاه بقا گشت .
پادشاهى هرمز دو سال بود
و هرمز به موجب وصيت قايم مقام سلطنت شد . وى پادشاه صاحب مهابت ذو شوكت بود . رامهرمز در خوزستان و شهر دستگرد فى ما بين بغداد و خوزستان بنا نهاد . ليكن روزگار غدّار وى را بيشتر از دو سال مهلت نداد . و معنى هرمز مشترى است .
پادشاهى بهرام الملقب به شاهنشاه سه سال و سه ماه بود
بعد از هرمز بهرام پسرش به حكم وصيت فرمانفرماى جهان گرديد .
در اوايل پادشاهى او مانى زنديق ظهور كرده ادعاى نبوت نمود ، و آن چنان بود كه به سمع ناقص مانى رسيده كه عيسى - على نبينا و عليه السلام - فرموده كه بعد از من فارقليطا يعنى فرق كنندهء حق از باطل محمد - صلى اللّه عليه و آله - مبعوث خواهد گشت و لقب مانى فارقليط بود .
هامش
( 1 ) . اصل : استصلام ( ؟ ) متن حدس دكتر پورمختار .