نهاد . و مدت پادشاهى او چهل و هشت « 1 » سال بود .
گودرز بن ايران « 2 » -
ولى عهد پدر بود . قايممقام پدر شد و به شام رفت و به سبب كشتن يحيى عليه السلام جهودان را قمع كرد و ايشان را آواره گردانيد و آن ذل بر ايشان بماند و نبوت از بنى اسرائيل منقطع شد . و در آن زمان پادشاهى « 3 » بنى اسرائيل منتبا « 4 » بود از فرزندان سليمان عليه السلام كه بختنصر او را هلاك كرد .
و مدت پادشاهى او سى سال بود .
نرسى بن گودرز -
بعضى گفتهاند پسر ايران ( ؟ ) بود . پادشاه شد و سنتهاى نيك را احيا كرد و رسوم بد را مندرس گردانيد . و چهار زن داشت از اولاد ملوك ، يكى از زنان او را زهر داد و هلاك كرد ،
شعر
زن از جانب [ 21 - پ ] چپ گويند برخاست * مجوى از جانب چپ جانب راست
و مدت پادشاهى او سى سال بود .
هرمز بن بلاش -
قايممقام او شد و در اطراف مملكت خود نظر كرد و خلايق را در ظلال عدل خود آسوده گردانيد ، و شكار دوست بود . آخر الامر شكار مخلب شاهين فنا گشت ، و مدت پادشاهى او هفت سال بود .
فيروز بن هرمز زمام امور در قبضهء تصرف آورد و سى سال پادشاهى كرد .
خسرو بن فيروز قايممقام شد و اصحاب هنر را دوست داشت . ايشان را به تربيت مخصوص گردانيد و زنگ ظلمت از آينهء زمان بزدود و عاقبة الامر از تخت به تخته نقل كرد . و مدت پادشاهى او چهل سال بود .
هامش
( 1 ) - با : چهل و هفت .
( 2 ) - صاحب مجمل التواريخ و القصص ( ص 59 ) « گودرز بن اشك » ضبط كرده و گويد : وى نيز به بنى اسرائيل رفت به غزا ، از پس يحيى ابن زكريا عليهما السلام ، و اورشليم خراب كرد .
( 3 ) - ياء علامت اضافه است يعنى پادشاه بنى اسرائيل .
( 4 ) - با : منسينا . ظاهرا « منشى » پسر حز قياست ، ر ك : كامل 1 : 257 در قاموس كتاب مقدس « منسى » به سين ضبط شده .