بزيست . بعد از آن به صد و ده سال انوفلس بزاد و صد سال بزيست و بعد از بيست سال ثوماغورس طبيب بزاد و هفتاد سال بزيست . بعد از آن مارينوس « 1 » بزاد و نود سال بزيست و بعد از صد و ده سال مغنس حمصى بزاد و نود سال بزيست و بعد از صد و ده سال اندروفاخس ثانى در وجود آمد و نود سال بزيست ، يك هزار و دويست و چهل سال بود . بعد از آن به صد و پنجاه و سه سال جالينوس در وجود آمد و در نوزده سالگى [ 21 - ر ] عالم شد و بعد از چهارده سال از رومه به فارس رفت و تركيب ترياق به او تمام شد و در حفر ( ؟ ) وفات يافت و آنجا مدفون است و تا وفات او يك هزار و چهارصد و چهل و دو سال بود « 2 » . و مدت پادشاهى شاپور بيست و يك سال بود .
بهرام بن شاپور -
ولى عهد پدر بود . يازده سال پادشاهى كرد .
بلاش بن بهرام -
به حكم وصايت قايممقام پدر شد و مدت پادشاهى او پانزده « 3 » سال بود .
هرمز بن بلاش -
ده سال پادشاهى كرد . ايقور نام از فرزندان اشك بعد از شاپور به پنجاه سال ، و يحيى پسر زكريا را در ايام او كشتند ، و چون اجل محتوم او مختوم شد ، خاتم ملك به گودرز پسر خود داد و او پادشاه شد و بر بنى اسرائيل لشكر كشيد و با ايشان بتراز آن كرد كه بختنصر كرده بود ، و اين گودرز طريق عدل بگذاشت و رايت ظلم برافراشت و خلق را بسيار برنجانيد . روزى در شكارگاه شكار تير اجل شد . و مدت پادشاهى او پنجاه و هفت سال بود .
ايران بن بلاش -
برادرزادهء گودرز بود . بعد ازو پادشاه شد ، خردمند و دانا بود . در ايام گودرز به سبب تهور و تهتك او خزاين تهى شده بود و كارها بى - رونق گشته ، او به رأى و تدبير جمله را فراهمآورد و به عدل و احسان ولايت آبادان كرد و به لطف و مروت رعايا را جمع گردانيد و قواعد بد برانداخت و رسوم نيك
هامش
( 1 ) - مارينوس حكيم صاحب كتاب جغرافيا « صورة الارض » بود ( كامل 1 : 325 ) .
( 2 ) - از آغاز بند تا اينجا از نسخهء « با » افتاده است .
( 3 ) - با : نوزده .