تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
شادمان گشت و قدم وزير مبارك داشت . وزير ملوك و رؤسا را جمع كرد و جمله را تشريف داد و بنواخت و گفت مؤامرها بياوردند ، و خراج ممالك را مناصفه كرد و گفت : شكرانهء آن را كه خداى تعالى مرا باز به اين دولت رسانيد به صدقهء پادشاه نيمهء خراج به رعيت بخشيدم ، از ده پنج بدهند و هيچ محصل در ممالك نرود تا رعيت را اخراج « 1 » نيفتد ، در آخر سال رعايا به رؤسا و رؤسا به ملوك و ملوك بدين حضرت رسانند ، و ديگر آنكه امسال هر عوامل جديد كه ببندند خراج ندهند و معاف و مسلم باشد . جميع خلايق شادمان به مقام خود مراجعت نمودند و همه سال به عمارت و زراعت و دعاى ثبات دولت مشغول شدند « 2 » و اضعاف پارينه زراعت كردند و در آخر سال هزار تومان زر با تحف و هداياى بسيار به خدمت وزير آوردند . وزير مال مقررى به خزينه سپرد و فرمود كه همگنان را معلوم است كه ممالك را از پادشاه به مقاطعه تا سه سال گرفته‌ام و يك سال باقى است . عوامل جديد را از امسال باز خراج بدهند « 3 » و در دفاتر مثبت گردانند . خراج ممالك دو هزار تومان برآمد . سال سيوم هم بر آن منوال آن اموال را با تحف و هداياى بسيار به خدمت وزير آوردند . وزير هزار تومان زر به خزينه سپرد و پادشاه را گفت : رعيت سبكبار و آسوده و متمول‌اند و ممالك معمور و خزينه آبادان و خراج ممالك [ 17 - ر ] اضعاف آن كه بوده و به بنده هزار تومان توفير و كفايت رسيده ، فرمان پادشاه راست ، اگر باز به بنده تفويض مىفرمايد و اگر « 4 » به ديگرى مىسپارد . وزير عاقل كافى چنين بايد كه رعيت ازو بياسايند و مال بيفزايد و خود را به فعل « 5 » و نام نيك بيارايد .
هامش
( 1 ) - با : اخراجات ، به معنى هزينه و خرجى . ( 2 ) - در نسخهء « م » اضافه دارد : و در آخر سال هزار تومان خراج با تحف و هداياى بسيار به خدمت وزير آوردند . وزير پانصد تومان مقررى به خزينه سپرد و پانصد تومان به قروض داد و باز ملوك و رؤسا را استمالت كرده تشريف داد و مراجعت فرمود و گفت امسال ديگر هر عوامل جديد كه ببندند معاف و مسلم باشد . جمله شادمان مراجعت نمودند و جمع خلايق به عمارت و زراعت مشغول شدند . ( 3 ) - م : بدهند ، با : ندهند . ( 4 ) - هر دو « اگر » به معنى « يا » است . ( 5 ) - م : عقل ، متن از « با » .