تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
شد و روشنايى به سبب خلوت و رياضت برو ظاهر شد و به سبب عدم مرشد آن روشنايى فتح باب دخول شيطان شد و خود را به صورت آتش به دو نمود و از ميان آن آتش [ به وى ] خطابها مىكرد . آن مخاطبات را جمع كرد و كتاب زند نام نهاد و خود را پيغامبر پنداشت و مردم را از دين صابئى بازداشت و به دين مجوسى دعوت كرد ، و گشتاسف مجوسى شد ، در شهر فسا « 1 » ناگاه شخصى او را بكشت . و مدت عمر زردشت « 2 » هفتاد و هفت سال بود و الى يومنا هذا يك هزار و نهصد و پنجاه سال است ، و گشتاسف كشندهء او را به دست‌آورد و بكشت و جاماسب را به جاى او نصب كرد و به اصطخر آمد و آتشكده‌ها ساخت ، و پدرش لهراسب در بلخ بود . پادشاه تركستان ارجاسف آهنگ بلخ كرد و لهراسب را بكشت و دختران گشتاسف را ببرد ، و گشتاسف پسر خود اسفنديار را بفرستاد تا ارجاسف را هلاك كرد و خواهران ازو باز گرفت . بعد از آن او را به جنگ رستم فرستاد به زاولستان . و ميان او و رستم محاربهء عظيم رفت [ 16 - ر ] و رستم او را به حيلت هلاك كرد ، و گشتاسف ولى عهدى خود به پسر او بهمن داد ، و گويند ابو كرب شمر تبع دوم كه هشتم پادشاه بنى حمير بود او را هلاك كرد . حكايت - گشتاسف گفته است : « هر كه به نام فريفته شود به نان درماند و هر كه به نان خيانت كند به جان درماند » ، و سبب اين سخن آن بود كه وزيرى داشت راست روشن « 3 » نام و به نام او فريفته شده بود و بر وى اعتماد كلى كرده و وزير پيشين را به سخن او معزول كرد ، و از كار او آگاهى نداشت كه چه تخم بدى مىكاشت ! ناگاه پادشاه هندوستان بر وى خروج كرد ، او را به مال احتياج شد كه تجهيز لشكر كند و در خزينه چيزى نداشت . با وزير مشورت كرد ، وزير گفت : مال بر رعيت است ، اگر فرمان شود محصلان را فرستم تا مال حاصل كنند . پادشاه مصلحت نديد ، دانست كه از آن كار هيچ نگشايد و سبب فساد مملكت گردد . درين حيرت دفع ملالت را « 4 » به صحرا بيرون رفت . ناگاه به خانهء چوپانى رسيد ،
هامش
( 1 ) - با : سبا . ( 2 ) - با : زرد هشت . ( 3 ) - با : راست روش . ( 4 ) - يعنى براى دفع ملالت .