تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
را كه در چاغ قاآن به كارهاى بزرگ منسوب بودند معزول مىگردانيد و طايفهء جهال را به جاى ايشان نصب مىكرد ، قصد كردند تا جغتاى را كه وزير بزرگ قاآن بود بگيرند . او واقف شد و بگريخت و پيش كوتان « 1 » رفت ، و فاطمه عداوتى قديمى با محمود يلواج « 2 » داشت . شخصى عبد الرحمن نام را به جاى او نصب‌كرد و قال - قورجى را بفرستاد تا يلواج را گرفته با نوكران بيارند . يلواج به حيلت از دست قال بگريخت و به كوتان پيوست . و چون امير مسعود بيك كه حاكم ممالك تركستان بود خبر يافت به حضرت باتو رفت و قرااغول و خواتين جغتاى او رقيه خاتون و غيرها قوربوقا ايلچى « 3 » را در صحبت ارغون‌آقا به گرفتن كوركوز « 4 » به خراسان فرستاده بودند . چون كوركوز را به ياسا رسانيدند ، ارغون‌آقا را قايم‌مقام او كردند و در آن بلغاق هر يك زان كسان را به جانب « 5 » روانه كردند و بروات و حوالات بر آن ، و از اطراف هر كس به جانبى توسل مىجست مگر از جانب سيورقوقيتى - بيكى و پسران او كه بر جادهء ياساق مستمر بودند و از يوسون بزرگ تجاوز ننمودند ، و توراكنه خاتون به اطراف ايلچيان را به استحضار شهزادگان و امرا فرستاد به قوريلتاى بزرگ . در اثناى اين حالات چون عرصه خالى بود و كيوك خان هنوز نرسيده ، برادر چنگيز خان اوتچكين نويان « 6 » خواست كه به تغلب تخت بگيرد . با لشكرى بزرگ متوجه اردوى قاآن شد و بدان سبب تمامت لشكر و الوس برآشفتند . توراكنه - خاتون ايلچى بفرستاد كه ماكلبنان ( ؟ ) توايم و به تو مستظهر ، با لشكر آمدن [ 168 - ر ] چه وجه دارد ؟ چه تمامت اولوس مضطرب گشته‌اند . اوتچكين از آن انديشه پشيمان
هامش
( 1 ) - كوتان پسر اوكتاىقاآن بن چنگيز خان ، ر ك : جهانگشا 1 : 264 ( فهرست ) ( 2 ) - محمود يلواج ، حاكم ممالك ختاى چين شمالى در عهد اوكتاىقاآن بود ، ر ك : جهانگشا 1 : 84 و 90 و 154 ( حاشيه ) و 199 . ( 3 ) - در جهانگشا ( 1 : 198 ) « قوربغاى ايلچى » ضبط شده . ( 4 ) - كوركوز از بزرگان ايغور و والى خراسان از جانب اوكتاىقاآن بود ، ر ك : جهانگشا 1 : 199 و 265 . ( 5 ) - پ : به جوانب . ( 6 ) - در جهانگشا ( 1 : 145 ) اوتكين ضبط شده ، در حاشيهء همان صفحه چنين آمده : « در جامع التواريخ همه جا به لفظ اوتچكين مذكور است و گويد : اوتچكين يعنى خداوند آتش و يورت ، و پسر كوچكين را اوتچكين گويند . جامع التواريخ طبع برزين ، 2 : 97 » .