و از آن خلق ببخشد . چون هيزم جمع كردند و اثر صدق و نياز او ظاهر گشت ، حق تعالى رحمت كرد و هفت شبانروز باران باريد و خلق از تنگناى قحط و نياز به فراخناى نعمت و ناز افتادند . و بعد از او بيست و نه بطن پادشاهى كردند .
طبقهء دوازدهم
جورودانك ، پادشاه صد و سى و يكم ، او را پدرى بود جيورن « 1 » نام ، و آن مردى حكيم بغايت كافى . و فالى كه پيش ازين نوكى اول پادشاه طبقهء دوم وضع كردهبود و آن را بر هشت قسم نهاده و فهم آن دشوار ، آن را بر هشت در هشت قسمت كرد و بر شصت و چهار « 2 » خانه نهاد و روشن گردانيد و به مرتبهء پادشاهى رسيد ، اما از راه حكمت خويشتن را بدان مشغول نكرد و پسر خويش را قايممقام گردانيد و او نيز بغايت حكيم و عادل بود . وضع و تعيين فرسنگ او كرد .
و در آن [ 148 - ر ] عهد در شهرى كه از آن طرف خانباليق است ، نام آن جيزكوه « 3 » ، پادشاهى بود وانك نام ، مدت شصت سال پادشاهى كرده سى سال به عدل و داد گذرانيده و سى سال به ظلم و تعدى . و خاتونى داشت [ نام او واكى ، او را دو شب داشته ، و نوكرى بغايت بهادر ] اولى « 4 » نام ، او را فرمود تا در همه شهرها جهت او شراب و طراسون « 5 » بسيار جمع كنند و سرايى بزرگ ساخته و آن را جنكنيكون نام نهاده يعنى سراى شب دراز ، و تمامت سوراخهاى آن گرفته تا به كلى تاريكشده ، و شمع بسيار افروختى ، و در آنجا مدتى شبانروزى شرابخوردى ، و گفتى اين مقدار يك شب است . اين جورودانك به قصد او لشكرى عظيم كشيد .
چون خبر وصول او شنيد از ترس و هيبت او خود را در آتش انداخت و بسوخت و جورودانك آن مملكت را بگرفت . و بعد ازو پسرش چينكدانك پادشاه شد و بعد ازو پسرش كنكدانك و بعد ازو پسرش جىدانك پادشاه صد و سى و چهارم ، پادشاه بزرگ و مبارك بود .
و از جمله حوادثى كه در زمان او واقع شد يكى آن است كه پيش از آن در
هامش
( 1 ) - با : جيوون .
( 2 ) - با : ششصد و چهل ( ! ) .
( 3 ) - با : جيوكوه .
( 4 ) - با : اول .
( 5 ) - طراسون يا دراسون شرابى تلخگونه كه از برنج سازند .