طبقهء نهم
دىشنيوريوسى ، پادشاه هشتاد و سيوم نه سال در حيات او پادشاهى كرد .
در عهد او چهار عيار بد فعل مستولى بودند و مردم از دست ايشان در عذاب . او هر چهار را به دست آورد و بكشت و عالم آرام يافت ، و تابوت چوبين [ 147 - پ ] و سفالين اختراع كرد و ده پاره شهر بنا كرد . فرزند شخصى يسار « 1 » نام را برگزيد و در حيات خود به پادشاهى نشاند ، و بعد از آن وفات يافت .
طبقهء دهم
سيايروت ، در عهد او دوازده سال متواتر باران بود چنان كه به طوفان انجاميد و بيشتر عالم آبگرفت و اكثر خلايق هلاك شدند مگر بعضى كه كشتيها توانستند ساخت و كسانى كه بر سر كوهها و بلنديها مانده بودند . اين پادشاه با خود انديشيد كه چون اين در زمان من پيدا شد و خلق هلاك گشتند هر آينه از تغفل و انديشهء بد من باشد . تمامت بقاياى مردم را جمع كرد و در خانهها ممر آب بساخت تا آبها را كه به هر جا جمع شده بود به دريا ريخت و زمينهاى ولايات خشكشد ، و نه رودخانهء بزرگ كه در ولايت ختاى است در آن عهد بريدهاند . و در زمان او مردى بود چهل گز بالاى او ، و بعد ازو شانزده « 2 » بطن پادشاهى كردند .
طبقهء يازدهم
شنكتانك ، پادشاه صد و يكم از نسل رىكوكوشنكشى پادشاهى هفتاد و سيوم بود . در عهد او هفت سال باران نيامد و چشمهها و رودخانهها خشك گشت و مردم از زراعت بازماندند و قحط شد . او گفت اين همه شومى گناه من است . بفرمود تا هيزم بسيار جمع كنند و او را بسوزانند ، تا باشد كه خشم خدا كم شود و گناهان او
هامش
( 1 ) - با : سياد .
( 2 ) - م : شازده . متن از « با » .