تنجيم و تقويم دانست كه هلاك او بر دست باسديو باشد در وضع حمل قابلهاى بر خواهر خود موكل كرد تا وقتى كه بار بنهد ، پيش كنش آورند . در آن شب خواب بر ايشان غلبه كرد ، حرّاس غافل شدند ، پدر او باسديو را بدزديد و او را به پايگاه « 1 » فراخ - شاخ پنهان كرد و او را به دختر لنند بدل كرد ، چه اتفاق ولادتش در آن ساعت بود و عوض باسديو به ايشان سپرد . والى قصد كشتن او كرد . دختر پر برآورد و بر هوا بپريد و باسديو را به حسو كه دايهء او بود سپردند . كنش بر آن حال اطلاع يافت ، خواست تا كيدى كند و مكرى انديشد همه به دو عايد گشت و هلاك شد . بعد ازو باسديو را بر تخت نشاندند و او با اولاد به دو « 2 » كه پادشاه قنّوج بودند بزرگ ايشان جذشتر و اوجين جنگهاى بسيار كرد ، [ 141 - پ ] عاقبة الامر صيادى روزى مىگذشت باسديو در زير درختى خفته بود و پاى بر پاى نهاده ، پنداشت آهويى است تيرى بزد و او را بكشت . بعد از آن اوجين پادشاه شد و بعد ازو كنك ، و او آخرين پادشاه كتورمان بود و بعد ازو از براهمه سامند پادشاه شد و بعد ازو كملو و بعد ازو جيپال و بعد ازو اندهبال و بعد ازو نسدرجيپال ، و او در سنهء اثنى عشر و اربعمائهء ( 412 ) هجرى كشته شد و پسر او بهيمبال بعد ازو پنج سال حاكم شد و به او پادشاهى هند منقضى و دولت هنود منقرض گشت و از آن خاندان هيچكس نماند ، و اللّه اعلم .
طايفهء دوم مسلمانان
، و ايشان سيزده تناند و مدت پادشاهى ايشان سيصد سال پيش از سامانيان محمود بن القاسم بن ميمنه از نواحى سجستان به زمين سند درآمد و فتح كرد . نخست شهر يهنو بگرفت و نامش منصوره نهاد ، و شهر ملتان بگرفت و نامش معموره نهاد ، و در شهرهاى هند درآمد تا به شهر قنّوج و زمين
هامش
( 1 ) - م : بارگاه . متن از « با » .
( 2 ) - با : بابدو .