مىخوانند و به زبان ختاىكويشى « 1 » گويند . كار او آن است كه روحها را از صورتهاى ناقص حيوانى خلاص دهد و به مرتبهء انسانى رساند .
و شامكونى گفته است كه مراتب آمد شد و تردد در صورت مختلف شش است : مقام اول دوزخ ، دوم شيطنت ، سيوم حيوانى ، چهارم انسانى ، پنجم ميان انسانى و ملكى ، ششم فرشتگى . و بيست و هفت بهشت است و هشت دوزخ ، و كردار بد پيش شامكونى ده است : سه از نفس و آن قصد خون و مال و اغوا بر فساد است ، و چهار از زبان ، و آن دروغ و غيبت و سخنهاى سخت و بيهودهگفتن است ، و سه از دل و آن حسد و حقد و عدم معرفت عاقبت است . و گفته است كه هر كه خورشهاى مردم بىاجازت برگيرد و به سخت دلى و وقاحت با مردم جنگ كند و چيزى از مال خود به كسى ندهد او در تناسخ ديو شود كه نام قبتوتن « 2 » ، و غذاى او از كرمى بود كه درخت مىخورد و ديگر كسانى كه مال جمعكنند و نخورند و ندهند و گويند جهت فرزندان است شيطانى شوند ، و غذاى او آن باشد كه وقتى كه از براى مردگان آش دهند خردهاى كه بيفتد نخورند ، و ديگر هر كه زن خود را دوستدارد ، ازو به هيچ نوعى مفارقت نتواند كرد ، چون بميرد حيوانى شود مانند كنه و كرم و در گردن جانوران دوسيده باشد . ديگر هر كه قهار و جبار و شرير و فتان بود مارى يا كژدم يا حيوانى [ موذى ] بود كه زهر دارد .
شامكونى گويد : عمرها بدان سبب كوتاه مىباشد كه مردم در آن صورت ديگر [ حيوانات را ] كشته و رنجانيده است . اگر كسى قصد هيچ جانورى نكرده باشد ، عمر او دراز باشد . ديگر هر كه چراغى و روشنائيى به كسى داده باشد ، چشم و دلش روشن و منور بود . فى الجمله هر راحت و مدد و معاونت كه در صورت نخستين [ 140 - پ ] به مردم رسانيده باشد ، در صورت دومين آسايش و راحتى به ازاى آن مناسب و ملايم بازيابد . پس هرچه با ديگران مىكنى به حقيقت با خود مىكنى از نيكى و بدى .
آوردهاند كه شامكونى در عبادتگاه زيتون « 3 » بود فرشتهاى آمد و سؤال كرد كه كدام تيغ كشيده است كه برهنه و زخمكننده است و كدام زهر است كه
هامش
( 1 ) - با : كولش .
( 2 ) - با : فبتوتن .
( 3 ) - م : ديتون . متن از « با » .