بر غربى آن افتاده . از ديار ايران متوجه هندوستان شدن ممر بر زمين كابل افتد ، و شهر قنّوج بر غرب آن گنگ افتاده است كه از شهر ترمد از كوههاى شرقى مىآيد و دار الملك شهريارى است كه در جانب شرق گنگ افتاده ، و مساحت ميان هر دو سه روزه راه باشد .
و ممالك قنوج مشهور به اولاد و اعقاب بايدو است همچنانكه مدينهء ماهوره « 1 » به باسديو معروف است و بر شرقى شهر جون افتاده . بعد مسافت ميان هر دو بيست و هفت فرسنگ است ، و ملك تانينسر « 2 » بين النهرين بر شمال آنجا افتاده و از قنّوج قريب هشتاد فرسنگ دور است و از ماهوره پنجاه فرسنگ . و آب گنگ اكثر شهرهاى هند را آب مىدهد .
اگر مسافر خواهد بر سبيل سياحت كه از جزيرهء ساحل فارس قيس « 3 » نام از درياى هند بگذرد و به درياى چين رود ، شهرهايى كه بر يمين ساحل افتادهاند و به توت غرب ( ؟ ) معروفاند ، نخست بحرين است و ماهىروبان و حبله و تاوه « 4 » و لحسا و قطيف ، و همچنين مىرود تا عمان و صنعاء و شهر عدن كه فرضهء ساحل اعراب است ، و از آنجا مىكشد تا شهر مغدسو كه بر ساحل حبشه و زنگبار افتاده است و در سنهء ستين و ستمائه ( 660 ) مسلمان شدند ، و پادشاهى معين ندارند . در هر محلتى شيخى مقدم و سرور باشد . عنبر و عاج و آبنوس و پوست پالنگ « 5 » برّى از آنجا [ 136 - پ ] آرند . در جزاير آنجا فيل بسيار باشد . از آنجا گذشته ولايت زنگبار و حبشه است . اهالى حبشه مسلمانند و بعضى ترسا ، و حدّ او به صعيد الاعلى مصر پيوسته . از آنجا گذشته بحر محيط است تا قطب جنوبى كه آنجا ديگر جزاير نيست .
اما ولايتى كه بسيار سياح است از قيس ، نخست شهر هرموز است و بر ممر
هامش
( 1 ) - ظ - مهره به فتح ميم و ها و تشديد راء كه عبادتگاه هنديان بوده است . ر ك :
ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 377 و 540 .
( 2 ) - اين نام به صورتهاى تانيسر ، تانيشر و تهانيسر آمده است ، ر ك : ترجمهء تاريخ يمينى به تصحيح نگارنده ، ص 335 .
( 3 ) - شايد همان جزيرهء كيش باشد .
( 4 ) - با : تاده .
( 5 ) - پلنگ . با : پلنگ .