تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
آن ساحل تيزومكران است از مضافات كرمان تا قرب يك ماهه راه به پاى پول ( ؟ ) « 1 » رسند كه واسطه است ميان ممالك ايران و هندوستان . از آن نيمه‌اى ولايت او جاى و ملتان است كه از جمله ممالك دهلى است . از آنجا گذشته راهى به توى « 2 » رود و راهى ديگر بر سواحل بحر و كوجرات كه مملكت عظيم است و از آنجا به كنبايت و سومنات و كنكن و تانه . چنان تقرير مىكنند كه مجموع بلاد كوجرات هفتاد هزار پاره شهر و ديه است تمامت معمور ، و اهالى آن غريق نعمت و سرور ، و در فصول اربعه در آن ديار هفتاد نوع گلهاى رنگين به بار آيد . بيت
دى و بهمن و آذر و فرودين * هميشه پر از لاله بينى زمين هوا خوش گوار و زمين پرنگار * نه گرم و نه سرد و هميشه بهار
در سالى دو نوبت اثمار زمين بردارند ، و مردم آنجا بت‌پرست باشند ، و سومنات كه نام صنم آنجاست خانهء معبود و جاى مسجود جملهء ديار هند است . و از آنجا گذشته كنكن و تانه است ، و از آنجا به مليبار روند و مليبار از حد كهور تا خطهء كولم سيصد فرسنگ است جمله معدن تنبول « 3 » . بعضى از آن در بر است و بعضى بر ساحل . شهرهاى سواحل نخست سندابور است ، آنگاه فاكنون منجرور و بعد از آن ولايت دهلى ، آنگاه ولايت فندرينا « 4 » ، آنگاه ديار جنگلى . و از آنجا گذشته ولايت كولم . مردم آن ولايت همه شمنى باشند ، و بعد از آن ديار سوالك است كه مجموع آن صد و بيست و پنج هزار پاره شهر و ديه است و بعد از آن مالوا كه عبارت از هزار هزار و هشتصد و نود و سه هزار در تعداد آمده است و قريب پنجاه سال باشد كه مالوا نماند ، و ميان پسر او و وزير منازعت افتاد و هر يك طرفى از آن ممالك گرفتند و دشمنان مجال مداخلت يافتند . اما معبر ، عرصهء آن [ 137 - ر ] از حد زمين كولم تا خطهء نيلاوور « 5 » قريب سيصد فرسنگ سواحل همچنين شهرها و ديه‌ها دارد ، و ايشان پادشاه خود را ديور گويند يعنى خداوند دولت . هميشه طرايف
هامش
( 1 ) - با : بپاى بل . ( 2 ) - با : تير . ( 3 ) - تنبول يا تملول درختچه‌اى است از تيرهء بيدها كه برگ آن معطر است و در هندوچين و ماداگاسكار و افريقاى شرقى مىرويد ر ك : فرهنگ فارسى دكتر معين . ( 4 ) - با : فتدزيبا . ( 5 ) - با : نيل اددر .