كه پيش از اين معمور بوده است و بعضى مبدء عمارت در عرض از خط استوا نهادهاند ، پس آنچه در جنوب بود گويند عرضش جنوبى است و آنچه در شمال بود گويند عرضش شمالى است . پس هر شهرى كه طولش از نود درجه كمتر بود غربى بود و هرچه بيشتر ، شرقى بود و هر شهرى كه عرضش از سى و سه درجه و دوازده دقيقه كمتر بود جنوبى بود و هرچه ازين مبلغ بيشتر بود شمالى .
و زمين را به هفت اقليم كردهاند غير مساوى در عرض طولانى از مشرق تا مغرب :
اقليم اول -
سيزده درجه از خط استوا فروتر ، و طول او سه هزار و ششصد فرسنگ است و عرض دويست و پنجاه فرسنگ . و خط استوا از جانب سودان مغرب آغاز كند و در شمال كوههايى كه به جبال قمر معروف است بگذرد و بر بلاد حبشه و بلاد يمن چون صنعا و عدن و بر شمال بعضى از بلاد زنج در بحر اخضر درآيد و بر جزيرهء سرانديب بگذرد تا زمين چين .
و نهايت خط استوا به جزيرهاى است كه هندوان آن را جمكوت « 1 » خوانند .
[ و منتصف ] خط استوا را قبة الارض ، و وسط اقاليم آنجا بود و از شهرهايى كه در اقليم اول است سودان مغرب و بعضى از ولايت بربر و يمن و بلاد حبشه و زنج و جزاير هندوستان تا به حدود ولايت چين .
اقليم دوم -
طول او سه هزار و سيصد فرسنگ ، و عرض دويست و پنجاه فرسنگ است ، و از شهرها كه در اوست بلاد بربر و وسط بلاد افريقيه و زمين مغرب و بعضى از ديار مصر و درياى قلزم و مكه و مدينه و اكثر ولايات عرب و درياى عمان و طرفى از سند و معظم شهرهاى هندوستان تا ولايت چين .
اقليم سيم -
طول او دو هزار و هفتصد و سى « 2 » فرسنگ است و عرض دويست و سى فرسنگ ، و آن بلاد طنجه و بعضى از ولايت مغرب و بربر و افريقيه [ 135 - ر ] و اسكندريه و دمياط و عسقلان و بعضى از بلاد شام و جزيره و موصل و كوفه و بصره و بغداد و بعضى از عراق و فارس و كرمان و سجستان و سند و هند و تركستان و بلاد چين است .
هامش
( 1 ) - با : جكموت .
( 2 ) - با : و سى و سه هزار .