رسيد و گفت : او در اين بيمارى خواهد مرد ، و چنان شد . و مدت پادشاهى او دو سال بود .
. . . « 1 » بن آحاو -
خضر ، اليشاع ، ميخايهو اين هر سه پيغامبر معاصر او بودند .
بعد از برادر پادشاه شد و خضر در زمان او مرتفع گشت ، و مدت پادشاهى او دوازده سال بود .
يورام بن يهوشافاط بن آسا « 2 » -
در سال اول پادشاهى اخزياهو پادشاه سبط يهودا ، يورام پسر آحاو را تير زد و بكشت و زن آحاو را در موضعى كه بود فرمود تا بينداختند و سگان گوشت او را چنان كه خضر عليه السلام گفته بود بخوردند .
و آحاو را هفتاد پسر بود ، تمامت را با اتباع و اشياع بكشت . و مدت پادشاهى او چهل و نه سال بود .
يهوآحاز بن ييهو « 3 » -
در سال بيست و سيم از پادشاهى يهواش « 4 » قايممقام پدر شد و پىروى يروعام كرد ، و مدت پادشاهى او هفده سال بود .
يوآش « 4 » بن يهوآحاز -
قايممقام پدر گشت . چون بيمار گشت پيش اليشاع پيغمبر رفت و تضرع بسيار كرد كه از دست لشكر دمشق عاجز گشتهايم ، فرمود كه تير و كمان بر دست گير . چون بگرفت اليشاع دست بر دست او نهاد و گفت دريچه را بازكن . چون بازكرد فرمود كه تيرى بزن . او تيرى انداخت . گفت : تير معونت است ، بدان كه لشكر دمشق را خواهى شكست . بعد از آن گفت : اين تيرها را كه در دست دارى بر زمين زن . او سه نوبت بر زمين [ زده ] ، بگذاشت . اليشاع برو بانگ زد و فرمود كه مىشايست كه پنج شش نوبت بر زمين مىزدى تا لشكر دمشق را به عدد هر نوبتى مىشكستى . اكنون بدان كه لشكر دمشق را سه نوبت بشكنى .
بعد از آن اليشاع به جوار حق پيوست . در آن سال لشكر موآو عزم آن ولايت كردند .
در اثناى [ 117 - ر ] آن شخصى متوفى شد . او را بيرونآوردند تا دفن كنند ، چون ديدند كه لشكر نزديك رسيد از ترس آن مرده را انداخته گريختند . اتفاقا در گور اليشاع افتاد و تن او به دو رسيد ، در حال زنده شد . و معجزات او بسيار است ، و مدت
هامش
( 1 ) - از هر دو نسخه محو شده است .
( 2 ) - م : عسى . با : مسى . ر ك : قاموس كتاب مقدس ذيل يهوشافاط .
( 3 ) - ر ك : قاموس كتاب مقدس .
( 4 ) - يهواش يا يوآش . ر ك : قاموس كتاب مقدس ، ص 962 .