تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
هوشيع شهر را فتح و غارت كرد و بنى اسرائيل را از آن موضع نيست گردانيد و انقراض دولت يازده سبط بنى اسرائيل و پادشاه ايشان بر دست او بود و به غير از سبط يهودا كه پادشاه ايشان از فرزندان داود عليه السلام بود در بيت المقدس مقيم ، هيچ كس از پادشاهان ايشان در ولايت خود نماند . تمامت متفرق گشتند والى يومنا هذا ايشان را سروسامانى باديد نيامد . و سامره بعد از اين واقعه پيدا شدند ، و آن چنان بود كه اين شلمن‌ايسر ( شلمناسر ) بعضى مردم را از بابل [ 117 - پ ] وسوس و ديگر مواضع نقل كرد و به شام‌آورد و به جاى بنى اسرائيل بنشاند ، و چون تورات نمىدانستند وحوش و هوام زمين روى بديشان نهاد و بعضى را افتراس مىكردند . ترسى عظيم بر ايشان افتاد . برآرندهء خود شكايت كردند . شخصى از بنى اسرائيل كه متشبث ( ؟ ) « 1 » شده بود بديشان داد تا ايشان را تعليم دهد . ايشان تورات چنان كه مىبايست نتوانستند تعليم كردن ، و سامره ايشانند و اكنون تورات را غلط مىخوانند ، و بيشتر ايشان در دمشق و آن حوالى مىباشند .
هامش
( 1 ) - با : بنست ( ! ) ، متشبث هم نادرست مىنمايد .
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 271 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )