آن باشد كه دو معبود از زر بسازم و گويم كه حاجت نيست كه شما به حجكردن بيت المقدس رويد ، اينك خداى شما كه شما را از مصر بيرونآورد ، و ايشان را بدين حيلت از راه ببرم تا پادشاهى بر من بماند . و اين انديشه را به تقديم رسانيد و يكى را در بيت ايل و دوم را در دان نهاد و مردم بدين دو موضع به حج مىرفتند و بدان واسطه دل از بارى تعالى برداشتند و به عبادت اوثان مشغول گشتند . و مدت پادشاهى او بيست و دو سال بود .
ناداو بن يروعام « 1 » -
در سال دوم از پادشاهى آسا « 2 » قايممقام پدر شد و پى - روى او كرد و مدت [ 115 - پ ] پادشاهى او دو سال بود .
بعشا بن اخيا -
از سبط ايساخار بود ، « ناداو » را بكشت و خاندان يروعام را برانداخت چنان كه اخياء شيلوئى پيغامبر گفته بود و يرهو و ميخايهو و الياهو « 3 » اين سه پيغامبر معاصر او بودند . چون به كفر و زندقه مشغول شد ، حق تعالى به زبان يرهو پيش او پيغام فرستاد كه من ترا از خاك برداشتم و بر قوم خود پادشاه گردانيدم ، چون تو پىروى يروعام كردى خانهء ترا همچو خانهء او ويران كنم و هر كه از متعلقان تو در شهر يا در ديه بود او را سگان خورند و آنكه در صحرا بود گوشت او مرغ آسمان . و مدت پادشاهى او بيست و چهار سال بود .
ايلا بن بعشا « 4 » -
قايممقام پدر شد و پىروى پدر كرد . بندهء وى زمرى « 5 » نام برو كبسكرده ( ؟ ) « 6 » او را كشت و تمامت اتباع و اشياع او را علف شمشير كرد و به جاى او نشست و خاندان او را برانداخت چنان كه بيهو پسر حيانى گفته بود . و مدت [ پادشاهى ] او يك سال و دو ماه بود .
زمرى -
چون بنى اسرائيل اين قضيه شنيدند عمرى نام شخصى كه امير لشكر ايشان بود بر خود پادشاه كردند و ترسا نام قصبهاى را كه زمرى آنجا پادشاه شد
هامش
( 1 ) - ناداب پسر يربعام ( قاموس كتاب مقدس ) .
( 2 ) - ر ك : قاموس كتاب مقدس .
( 3 ) - اليهو ( قاموس كتاب مقدس ) .
( 4 ) - ايلا يا ايله پسر و جانشين بعشا ( قاموس كتاب مقدس ) .
( 5 ) - ر ك : قاموس كتاب مقدس ذيل ايلا .
( 6 ) - با : كيس كرده . مراد درآمدن ناگهانى است ، اما چگونگى لغت معلوم نشد ، در چند مورد ديگر نيز اين لغت آمده است .