خبر شنيدند كه پادشاه كدليا را بر سر رعيت بيت المقدس گذاشته است ، جمعى بسيار به ايشماعيل پسر نثنيا « 1 » و يوحانان « 2 » پسر قنانيح ( ؟ ) و سرايا پسر تنحومت و نازنيا پسر حفحانى با مردم و متعلقان خود تمامت پيش كدليا به موضع مصفاة « 3 » آمدند ، با ايشان سوگندخورد و دلخوشى داد كه شما بازگرديد و بندگى پادشاه كنيد .
در ماه هفتم ازين قضيه ايشماعيل با ده كس آمد و كدليا را با مردمى كه پادشاه با او از لشكريان خود گماشته بود در موضع مصفاة « 3 » بكشت . رعيتى كه آنجا بودند از خرد و بزرگ متفرق گشتند و به مصر رفتند و بيت المقدس از آن طايفه خالى ماند و جلاء طايفهء بنى اسرائيل از آن موضع و انقراض دولت ايشان آن بود ، و حزقيل مغنى ، ذوالكفل و يرميا پيغامبر معاصر او بودند .
طايفهء سيوم
و ايشان نوزده تناند و مدت پادشاهى ايشان دويست و شصت و يك سال و نه ماه و هفت روز بود
يروعام پسر نواط « 4 » -
يروعام آن است كه از سليمان عليه السلام گريخته به مصر رفته بود و در زمان پسرش رحوعام ده سبط بنى اسرائيل او را به پادشاهى نشاندند . چون متمكن شد با خود انديشيد كه اگر بنى اسرائيل چنان كه عادت ايشان است هر سال به حجكردن به بيت المقدس روند دل ايشان به پادشاه خود رحوعام رود ، وى را به قتل آرند و او را به پادشاهى نشانند . پس وجه حيلت در اين قضيه
هامش
( 1 ) - اسماعيل بن نتنيا ( قاموس كتاب مقدس ، ص 964 ستون 2 ) .
( 2 ) - يوحانان يا يوحنّان ( قاموس كتاب مقدس ) .
( 3 ) - اصل : مصبا . قاموس كتاب مقدس : مصفاة ( ص 964 ستون 2 ) .
( 4 ) - در نسخهء « م » پس از نواط كلمههاى « يا هو سيبع پسر ايدو » اضافه آمده است . و يروعام پسر نواط - يربعام پسر ناباط ( قاموس كتاب مقدس ) .