تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤

يهوياخين « 1 » بن الياقيم -

در هجده سالگى قايم‌مقام پدر شد و پىروى او كرد ، و در زمان او بندگان بخت النصر پادشاه بغداد به بيت المقدس آمدند و در حصار گرفتند و بخت النصر نيز برسيد « 2 » ، از روى اضطرار يهوياخين با مادر و بندگان پيش بخت النصر رفت . بخت النصر او را در سال هشتم از پادشاهى خود بگرفت و مجموع خزاينى كه در بيت المقدس بود و در آن نواحى ، بيرون‌آورد و هر زرينه آلت كه سليمان عليه السلام به جهت بيت المقدس ساخته بود بستد و مجموع رؤسا و معتبران ايشان را با ده هزار مرد دلاور از موضوع خود معين گردانيد و يهوياخين را با والده و حشم و خدم او به بغداد برد ، و مدت پادشاهى او سه ماه بود .

متنيا بن يوشياهو « 3 » -

بخت النصر يهوياخين را به بغداد برد ، عم او متنيا را به جاى او نشاند و صدقيا نام نهاد . در بيست و يك سالگى پادشاه شد و پىروى برادرش كرد و از بخت النصر تمرد نمود در سال نهم از پادشاهى او در ماه دهم ، و هم آن ماه بخت النصر آمد و بيت المقدس را حصاركرد و مدت دو سال تا سال يازدهم از پادشاهى صدقيا نهم آن قحطى عظيم در آن بقعه پيدا شد . صدقيا در نيم شب با لشكر گريز كرد . لشكر كلدانيين در پى او كردند و او را نزديك شهر برنجا بگرفتند و تمامت لشكر او ازو بازگشتند و او را دربند كرده فرزندان او را در چشم او كشته چشمهاى او را بركندند و او را به بغداد بردند . و بعد از آن روز هفتم از ماه پنجم سال نوزدهم از پادشاهى بخت النصر فردزرازان نام ، اميرى از جملهء بندگان او به بيت المقدس آمد و در محراب بيت المقدس و خانهء پادشاه و مجموع خانه‌ها كه در حوالى بيت - المقدس بود آتش زد و تمامت را بسوخت و باروهاى آن بقعه را با اساس منهدم كرد و سرايا نام امام بزرگ و صفيناهو كه امام روم بود و خادمى كه امير عارض بود با شصت مرد ديگر از مردم آن بقعه تمامت را با خود پيش بخت النصر [ 115 - ر ] به موضع و دلاثا برد و جمله را بكشتند و سبط يهودا را از مقام و وطن مألوف خود مهجور كردند و متشتت گردانيدند ، و اندك رعيتى كه بعد از اين قتل و نهب مانده بودند كدليا « 4 » نام پسر احيقام پسر شافان را بر سر ايشان گماشت . چون امرا و لشكر اين
هامش
( 1 ) - يهوياكين ( قاموس كتاب مقدس ) . ( 2 ) - اصل : ترسيد . ( 3 ) - م : متينا . قاموس كتاب مقدس : متنيا پسر يوشيا . ( 4 ) - جدليا .