تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
سلطان به نوبندگان راضى شد ، و در سنهء سبع و ثمانين و اربعمائه ( 487 ) وفات يافت ، و اللّه اعلم .

طايفهء چهارم - غزنيان « 1 »

و ايشان شانزده تن‌اند ، مدت پادشاهى ايشان صد و چهل [ 98 - پ ] سال و شش ماه

السلطان يمين الدوله ابو القاسم محمود بن سبكتگين -

پادشاه عالم عادل فاضل كامل بود . در سنهء سبع و ثمانين و ثلثمائه ( 387 ) ناصر الدين سبكتگين وفات يافت ، و حكومت لشكر خراسان بر محمود قرار گرفت . عبد الملك بن نوح خواست كه لشكرها از او بازگيرد ، بدان سبب قاصد او شد و از وى منهزم بازگشت . محمود بر خراسان و سجستان استقلال يافت و از دار الخلافه به تشريف و عهدنامه مشرف شد و سلطان لقب يافت . بعد از آن عزيمت جرجان و عراق كرد و آن ولايات را از اولاد فخر الدولهء ديلمى استخلاص فرمود ، و به جانب هندوستان رفت و بسيارى از بلاد و قلاع ايشان بگرفت و سومنات بگشود و بتخانه‌ها خراب كرد در سنهء اربع و تسعين و ثلثمائه ( 394 ) . و از مشايخ شيخ ابو الحسن على الخرقانى و ابو سعيد فضل اللّه بن ابى الخير الميهنى معاصر او بودند . آورده‌اند كه سلطان محمود به زيارت شيخ ابو الحسن آمد ، رسول فرستاد كه شيخ را بگوييد : سلطان براى تو از غزنين بدينجا آمد ، تو نيز از براى او از خانقاه به بارگاه او درآى ، و رسول را گفت : اگر نيايد ، اين آيت برخوان : « اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم » . رسول پيغام بگزارد . شيخ گفت : مرا معذور دار ، به محمود بگو كه در « اطيعوا اللّه » چنان مستغرقم كه از « اطيعوا الرسول »
هامش
( 1 ) - غزنويان .