در بغداد وفات يافت . برادرش قوام الدوله ابو الفوارس شيرزيل « 1 » بر وى خروج كرد و ظفر نيافت ، و سلطان الدوله در سنهء احدى و اربعين ( 441 ) وفات يافت ، و مدت پادشاهى او دوازده سال و چهار ماه بود . [ و شعرا كه معاصر ايشان بودند استاد منطقى و كيا غضائرى و بندار رازى بود ] .
الامير عماد دين الله عز الملوك ابو كاليجار المرزبان ابو شجاع -
چون پدرش نماند ميان او و عمش جلال الدوله ابو طاهر فيروز خسرو چهارده سال منازعت بود . بعد از آن از دار الخلافه او را تشريف و لوا فرمودند در ماه صفر سنهء خمس و خمسين و اربعمائه ( 455 ) ، و چهار « 2 » سال امير بغداد بود در زمان القايم بأمر اللّه . و در ايام او شبانكاره كه از نژاد اردشير بابكاند و در دشت ارزن مىبودند به دار ابجرد رفتند ، و محمد بن يحيى كه مهتر ايشان بود آن نواحى بگرفت و پنج نوبت زد ، و هنوز آن كوره از فارس ايشان دارند .
الملك الرحيم ابو نصر خسرو فيروز بن عز الملوك -
بعد از پدر امير بغداد شد . سلطان طغرل بيك سلجوقى با وى دم مصالحت زد و او را اسير كرد [ و ] هلاك كرد ، و امارت او در بغداد هفت ماه بود .
الملك ابو منصور پولاد ستون « 3 » و الملك ابو سعيد خسرو شاه -
پسران عز الملوك ، ميان ايشان محاربات رفت و ابو سعيد كشته شد و فارس برابر منصور قرار گرفت . مادرش بر آن داشت تا صاحب عادل بهرام بن باقيه ( ؟ ) « 4 » را هلاك كند .
فضل بن حسن فضلويه شبانكاره كه سپهسالار صاحب بود غوغا « 5 » كرد و [ ابو ] منصور را بگرفت و در قلعه حبس كرد در سنهء تسع و خمسين و اربعمائه ( 459 ) ، تا بمرد و پادشاهى ايشان برافتاد ، و فضلويه فارس فروگرفت . ملك قاورد « 6 » سلجوقى از كرمان بيامد . فضلويه بگريخت و به خدمت سلطان الب ارسلان رفت و فارس به ضمان گرفت و باز عاصى شد . نظام الملك او را اسير كرد ، و در قلعهء اصطخر فارس كشته شد .
الملك ابو على كيخسرو بن عز الملوك -
از اكابر ديالمه او مانده بود . از
هامش
( 1 ) - م و با : شررنك ، ر ك : حاشيهء ص 222 .
( 2 ) - با : چهارده .
( 3 ) - م : ابو منصور بن پولادستون . « با » ندارد . مجمل فصيحى : فولادستون ابو منصور ( 2 : 182 ) .
( 4 ) - مجمل فصيحى : بهرام بن مافنه ( 2 : 182 ) .
( 5 ) - با : دعوتها .
( 6 ) - مجمل فصيحى : قاورد بن چغربيك بن سلجوق ( 2 : 178 ) .