الاكبر الاطروش حسن بن على بن عمر الاشرف بن الامام زين العابدين كه ملك ديلم بود و با او به خلافت بيعت كردند مىبود . چون او را شهيد كردند ، عماد الدوله بگريخت و به خراسان رفت در سنهء اثنتين و ثلثمائه ( 302 ) ، و ديالمهء بسيار بر وى جمع شدند ، والى خراسان قصد او كرد ، بگريخت و به اصفهان رفت . والى آنجا مظفر الدين پسر ياقوت با وى محاربه كرد و اسير شد . عماد الدوله اصفهان بگرفت .
ياقوت پدر مظفر از شيراز قصد او كرد و در جنگ منهزم شد . عماد الدوله در پى او به فارس آمد و از آنجا به خوزستان رفت و آن ممالك بگرفت و مال بغداد در تصرف آورد و در خطبه بعد از خليفه او را دعا كردند ، و معز الدوله را در بغداد بگذاشت در ايام المتقى للّه ابو اسحق ابراهيم بن المقتدر در سنهء تسع و عشرين و ثلثمائه ( 329 ) ، و ركن الدوله را به عراق فرستاد و خود در شيراز اقامت كرد و آنجا وفات يافت در سنهء ثلثين و ثلثمائه ( 330 ) ، و گويند ايشان از نژاد بهرامگورند . و مدت پادشاهى او بيست و شش سال بود .
الامير ركن الدوله ابو على الحسن بن بويه -
بعد از برادر به شيراز رفت و معز الدوله ابو الحسن « 1 » احمد بن بويه را به بغداد فرستاد و او از آنجا عزيمت مصر و شام كرد ، و در عهد ركن الدوله نماند . بعد از مدتى ملك بر پسران قسمت كرد :
فارس به عضد الدوله داد و عراق به مؤيد الدوله و همدان [ 97 - ر ] و دينور به فخر الدوله ، و پسر كوچكين ابو العباس را به عضد الدوله سپرد ، و در ثمان و خمسين و ثلثمائه ( 358 ) در شيراز وفات يافت ، و مدت پادشاهى او بيست و هشت سال بود .
الامير عضد الدوله ابو شجاع خسرو بن ركن الدوله -
پادشاهى عالم عادل كريم هنرمند بود . به حكم وصايت بعد از پدر پادشاه شد . و در ايام او خلق عظيم آسوده بودند ، و از خلفاى بنى العباس الطايع للّه كه خليفهء بيست و چهارم بود و « قادر » « 2 » بودند و از مشايخ و ايمهء كبار شيخ ابو عبد اللّه خفيف و قاضى ابو بكر باقلانى و قاضى ابو بكر بيضاوى و استاد ابو على نسوى معاصر او بودند .
آوردهاند كه دو صوفى از شام به زيارت شيخ ابو عبد اللّه آمدند . شيخ را در
هامش
( 1 ) - م و با : ابو الحسين . متن از كامل ، ج 8 ، ر ك : فهرست همين كتاب مذكور .
( 2 ) - يعنى القادر باللّه .