تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
عزم آن داشتم كه بروم ، تا روزى عورتى كه دارم حامله بود ، بوى طعام از همسايه شنيد ، مرا گفت : از آنجا قدرى طعام بيار . آنجا رفتم و طعام خواستم . زنى بيوه بيرون آمد و گفت : چند شبانروز بود تا فرزندان من هيچ نخورده بودند ، امروز خرى مرده يافتم ، پاره‌اى از وى آوردم و به جهت فرزندان طعام ساختم ، بر شما حلال نباشد . چون اين بشنيدم دلم به درد آمد ، گفتم : حج من به در خانه است . در حال آن سيصد درم به وى دادم و گفتم : خرج فرزندان خود كن . عبد اللّه مبارك گفت : چون آن بشنيدم ، گفتم : « صدق الملك الرؤيا و صدق الملك فى حكم القضاء « 1 » » . و در سنهء ثمان و عشرين و ثلثمائه ( 328 ) ابو على محمد بن عبد الوهاب الثقفى صحبت ابا حفص و حمدون قصار دريافت ، و ابو الحسن على بن محمد المزين البغدادى از اصحاب سهل بن عبد اللّه و جنيد ، مجاور مكه بود ، وفات يافتند ، و در سنهء ثلثين و ثلثمائه ( 330 ) ابو بكر [ 86 - ر ] عبد اللّه بن طاهر الابهرى [ از فرزندان عدى بن حاتم ] الطائى [ بود و ] اقران شبلى صاحب يوسف بن الحسين وفات يافت و ابو الحسين على ابن محمد بن سهل الصايغ الدينورى از كبار مشايخ بود ، ابو عثمان مغربى گفت : از مشايخ نورانىتر از ابو يعقوب نهر جورى و بهيبت‌تر از ابو الحسين صايغ نديدم در مصر وفات يافت ، و در سنهء اثنتين و ثلثين و ثلثمائه ( 332 ) ابو عيسى محمد بن عيسى الحافظ الترمذى وفات يافت . و « متقى » عالم و زاهد بود . در زمان او ديالمه خروج كردند و حوالى بغداد به دست فروگرفتند . در اثناى آن توزون ابو الوفاء التركى كه امير الامراى لشكر بغداد بود او را بگرفت و ميل كشيد روز شنبه سيوم ماه صفر سنهء ثلث و ثلثين و ثلثمائه ( 333 ) ، و عم‌زادهء او را قايم‌مقام او كرد . و مدت خلافت او چهار سال بود .

المستكفى بالله ابو القاسم عبيد الله بن المكتفى -

بيست و دوم خلفاى بنى العباس بود و چهل و يكم به نسبت با نبى صلى اللّه عليه و آله . مادرش ام ولد بود و وزيرش ابو الفرج محمد بن على السامرى ، و بعد از او محمد بن يحيى بن شيرزاد . و قضاء جانب شرقى بغداد به محمد بن عيسى المعروف به ابن ابى موسى الحنفى داد .
هامش
( 1 ) - يعنى خداوند خواب را بر من راست گردانيد و در حكم داورى درست گفت .